hypothetically

[ایالات متحده]/ˌhaipəu'θetikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adv. مبتنی بر یک فرضیه؛ فرض شده یا تصور شده.

جملات نمونه

Hypothetically speaking, if you were to win the lottery, what would you do with the money?

در صورت فرضی، اگر برنده جایزه لاتاری شوید، با آن پول چه کار خواهید کرد؟

She asked me hypothetically if I would consider moving to a different country for work.

او از من به طور فرضی پرسید که آیا به فکر نقل مکان به یک کشور دیگر برای کار خواهم بود یا نه.

Hypothetically, if you could have any superpower, what would it be?

اگر به طور فرضی بتوانید هر ابرقدرتی داشته باشید، آن چه خواهد بود؟

He was discussing hypothetically what might happen if the project was delayed.

او در مورد اینكه اگر پروژه به تاخیر بیفتد چه اتفاقی ممكن است بیفتد، به طور فرضی صحبت می کرد.

Hypothetically, if you could go back in time, what moment would you revisit?

اگر به طور فرضی بتوانید به عقب برگردید، به چه لحظه ای باز می گردید؟

The team leader asked hypothetically if we would be able to meet the deadline.

رهبر تیم به طور فرضی پرسید که آیا ما قادر به رعایت مهلت خواهیم بود یا خیر.

Hypothetically speaking, if you were to switch careers, what would you pursue?

در صورت فرضی، اگر بخواهید شغل خود را عوض کنید، چه شغلی را دنبال خواهید کرد؟

She wondered hypothetically if she would have been happier if she had taken a different path in life.

او به طور فرضی فکر کرد که آیا اگر مسیر متفاوتی در زندگی انتخاب می کرد، خوشحال تر می بود یا نه.

Hypothetically, if you were to write a book, what genre would it be?

اگر به طور فرضی بخواهید کتابی بنویسید، چه ژانری خواهد بود؟

He asked hypothetically if I would still be friends with him if he moved away.

او به طور فرضی پرسید که آیا اگر او نقل مکان کند، آیا هنوز هم با او دوست خواهم بود یا نه؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید