ill-treat

[ایالات متحده]/[ˈɪlˌtriːt]/
[بریتانیا]/[ˈɪlˌtriːt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی بد رفتار کردن؛ سوءاستفاده کردن؛ چیزی را با نебاحتم یا خشونت در دست گرفتن؛ به کسی نا fairly رفتار کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردill-treats
جمعill-treats
صفت یا فعل حال استمراریill-treating
زمان گذشتهill-treated
قسمت سوم فعلill-treated

عبارات و ترکیب‌ها

ill-treat animals

حیوانات را بد رفتار کردن

don't ill-treat

حیوانات را بد رفتار نکن

ill-treated workers

کارگرانی که بد رفتار شده اند

ill-treating others

بد رفتار کردن با دیگران

ill-treated child

کودکی که بد رفتار شده است

stop ill-treating

بد رفتار کردن را متوقف کن

ill-treated badly

بد رفتار شده اند

ill-treatments happen

بد رفتارها رخ می دهند

ill-treat someone

کسی را بد رفتار کن

ill-treated severely

بد رفتار شده اند

جملات نمونه

the manager shouldn't ill-treat his employees, especially after their hard work.

مدیر نباید کارکنان خود را زیان بیند، به ویژه پس از کار سخت آنها.

we must protect vulnerable animals from those who ill-treat them.

ما باید حیوانات آسیب پذیر را از آن کسانی که آنها را زیان می‌بینند، حفظ کنیم.

it's cruel to ill-treat a pet; they offer unconditional love.

زیان بیندن به یک حیوان خانوادگی غیر انسانی است؛ زیرا آنها عشق بی‌شرطی ارائه می‌دهند.

the shelter investigates cases of people who ill-treat their animals.

مکان اسکوند افرادی که حیوانات خود را زیان می‌بینند را بررسی می‌کند.

she refused to ill-treat the stray cat, bringing it home to care for it.

او تصمیم گرفت گربه‌ای که از جادوی خیابان بود را زیان نکند و آن را به خانه ببرد تا به آن مراقبت کند.

the law aims to prevent anyone from ill-treating children.

قانون به منظور جلوگیری از زیان بیندن به کودکان توسط هر کسی است.

he was fired for ill-treating his colleagues and creating a hostile work environment.

او به دلیل زیان بیندن به همکاران خود و ایجاد محیط کار دشمن‌گونه کشته شد.

the witness described how the suspect would ill-treat the victim.

گواه نحوه زیان بیندن متهم به قربانی را توصیف کرد.

it's unacceptable to ill-treat someone based on their race or gender.

زیان بیندن به کسی بر اساس نژاد یا جنسیت آن کس قابل قبول نیست.

the organization works to stop people from ill-treating elderly relatives.

این سازمان به منظور جلوگیری از زیان بیندن به نزدیکان بزرگسال اقدام می‌کند.

the farmer was known to ill-treat his livestock, causing public outrage.

کشاورز به دلیل زیان بیندن به دام خود، با غضب عمومی مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید