fantasizes

[ایالات متحده]/ˈfæntəsaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfæntəˌzaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تصور یا رویاپردازی درباره چیزی که واقعی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

he fantasizes often

او اغلب خیالپردازی می‌کند

she fantasizes daily

او هر روز خیالپردازی می‌کند

they fantasizes together

آنها با هم خیالپردازی می‌کنند

john fantasizes wildly

جان به طرز دیوانه‌واری خیالپردازی می‌کند

she fantasizes about

او درباره... خیالپردازی می‌کند

he fantasizes secretly

او به طور مخفیانه خیالپردازی می‌کند

she fantasizes vividly

او به طور زنده خیالپردازی می‌کند

he fantasizes constantly

او به طور مداوم خیالپردازی می‌کند

they fantasizes frequently

آنها اغلب خیالپردازی می‌کنند

she fantasizes deeply

او عمیقاً خیالپردازی می‌کند

جملات نمونه

she often fantasizes about traveling the world.

او اغلب درباره سفر در سراسر جهان خیالپردازی می‌کند.

he fantasizes about becoming a famous musician.

او درباره تبدیل شدن به یک نوازنده مشهور خیالپردازی می‌کند.

they fantasize about living in a big mansion.

آنها درباره زندگی در یک عمارت بزرگ خیالپردازی می‌کنند.

many children fantasize about being superheroes.

بسیاری از کودکان درباره تبدیل شدن به ابرقهرمان خیالپردازی می‌کنند.

she fantasizes about a perfect romantic relationship.

او درباره یک رابطه عاشقانه کامل خیالپردازی می‌کند.

he often fantasizes about winning the lottery.

او اغلب درباره برنده شدن در لاتاری خیالپردازی می‌کند.

they fantasize about exploring outer space.

آنها درباره کاوش در فضا خیالپردازی می‌کنند.

she fantasizes about having a successful career.

او درباره داشتن یک شغل موفقیت‌آمیز خیالپردازی می‌کند.

he fantasizes about being the hero in a movie.

او درباره قهرمان بودن در یک فیلم خیالپردازی می‌کند.

many people fantasize about their dream home.

بسیاری از مردم درباره خانه رویایی خود خیالپردازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید