reproduce

[ایالات متحده]/ˌriːprəˈdjuːs/
[بریتانیا]/ˌriːprəˈduːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. تکرار کردن; بازآفرینی کردن; تجدید چاپ کردن; تولید مثل کردن; پرورش دادن.
Word Forms
زمان گذشتهreproduced
قسمت سوم فعلreproduced
صفت یا فعل حال استمراریreproducing
شکل سوم شخص مفردreproduces

جملات نمونه

to reproduce a picture

برای بازتولید یک تصویر

reproduce with complete fidelity

با وفاداری کامل بازتولید کنید

reproduce by the Benday method.

تولید مجدد با روش بندای

The picture will reproduce well.

تصویر به خوبی بازتولید خواهد شد.

graphics that reproduce well.

گرافیکی که به خوبی بازتولید می شود.

the punctuation and lineation are reproduced accurately.

نشانه‌گذاری و قالب‌بندی به طور دقیق بازتولید شده است.

permissions to reproduce copyright material.

مجوزهای بازتولید مواد دارای حق نسخه‌برداری

the problems are difficult to reproduce in the laboratory.

مشکلات را در آزمایشگاه به سختی می‌توان بازتولید کرد.

reproduce music from magnetic tape

باز تولید موسیقی از نوار مغناطیسی

documents reproduced in facsimile

اسناد بازتولید شده به صورت نمادین

Birds reproduce by laying eggs.

پرندگان با تخم‌گذاری تولید مثل می‌کنند.

The picture reproduced too dark.

تصویر خیلی تیره بازتولید شد.

The machine can reproduce a key in two minutes.

دستگاه می‌تواند یک کلید را در دو دقیقه بازتولید کند.

Most plants reproduce by seeds.

اکثر گیاهان با بذر تولید مثل می‌کنند.

The original reproduces clearly in a photocopy.

نسخه اصلی به وضوح در یک کپی بازتولید می‌شود.

The photograph can be reproduced in colour.

عکس را می‌توان به رنگ بازتولید کرد.

sterilize animals so that they cannot reproduce

حیوانات را عقیم کنید تا نتوانند تولید مثل کنند

the translator is not obliged to reproduce the prosody of the original.

مترجم موظف به بازتولید آهنگ اصلی نیست.

نمونه‌های واقعی

Photos can be reproduced without negatives now.

اکنون می‌توان عکس‌ها را بدون نگاتیو بازتولید کرد.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Most never get a chance to reproduce.

بیشترها فرصتی برای بازتولید ندارند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Is it because they cannot physically reproduce sounds?

آیا به این دلیل است که نمی‌توانند صداها را به صورت فیزیکی بازتولید کنند؟

منبع: 6 Minute English

That's anenzyme cancer cells need in order to reproduce.

آن آنزیمی است که سلول‌های سرطانی برای بازتولید به آن نیاز دارند.

منبع: Listening Digest

The second adaptation is the ability to reproduce internal organs.

سازگاری دوم توانایی بازتولید اندام‌های داخلی است.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

One species could already reproduce at 17 days of age.

یک گونه می‌توانست در سن 17 روزگی بازتولید کند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American April 2022 Collection

Bdelloid rotifers, meanwhile, have been reproducing parthenogenetically for 60 million years.

بانک‌های گرد در این مدت 60 میلیون سال به طور باکره بازتولید کرده‌اند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Golden eagles do not reproduce until they are about five years old.

شاهین طلایی تا زمانی که حدود پنج سال سن داشته باشند، بازتولید نمی‌کنند.

منبع: VOA Slow English - America

As waters warm in springtime, jellyfish start to grow and reproduce.

همانطور که در بهار آب‌ها گرم می‌شوند، جلیقه شروع به رشد و بازتولید می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

These vicious little packets of bad DNA can't reproduce on their own.

این بسته‌های کوچک و خبیث از DNA نمی‌توانند به تنهایی بازتولید شوند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید