imparts

[ایالات متحده]/ɪmˈpɑːts/
[بریتانیا]/ɪmˈpɑrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اطلاعات یا دانش را منتقل کردن; دادن یا بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

knowledge imparts

دانش منتقل می‌کند

experience imparts

تجربه منتقل می‌کند

wisdom imparts

حکمت منتقل می‌کند

value imparts

ارزش منتقل می‌کند

insight imparts

بینش منتقل می‌کند

skill imparts

مهارت منتقل می‌کند

meaning imparts

معنا منتقل می‌کند

culture imparts

فرهنگ منتقل می‌کند

message imparts

پیام منتقل می‌کند

جملات نمونه

the teacher imparts knowledge to her students.

معلم دانش خود را به دانش‌آموزان منتقل می‌کند.

this book imparts valuable life lessons.

این کتاب درس‌های ارزشمند زندگی را منتقل می‌کند.

the mentor imparts wisdom through his experiences.

استاد راهنمایی با تجربیات خود خرد را منتقل می‌کند.

the chef imparts flavor to the dish with spices.

آشپز با استفاده از ادویه‌ها طعم را به غذا منتقل می‌کند.

the seminar imparts practical skills to attendees.

سمینار مهارت‌های عملی را به شرکت‌کنندگان منتقل می‌کند.

the documentary imparts a deeper understanding of the issue.

مستند درک عمیق‌تری از موضوع را منتقل می‌کند.

the coach imparts strategies for winning the game.

مربی استراتژی‌های پیروزی در بازی را منتقل می‌کند.

the artist imparts emotion through her paintings.

هنرمند احساسات را از طریق نقاشی‌های خود منتقل می‌کند.

the workshop imparts essential skills for job seekers.

کارگاه مهارت‌های ضروری برای متقاضیان کار را منتقل می‌کند.

the novel imparts a sense of hope and resilience.

رمان حسی از امید و انعطاف‌پذیری را منتقل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید