withholds information
نگه داشتن اطلاعات
withholds consent
نگه داشتن رضایت
withholds payment
نگه داشتن پرداخت
withholds approval
نگه داشتن تایید
withholds evidence
نگه داشتن مدارک
withholds support
نگه داشتن حمایت
withholds benefits
نگه داشتن مزایا
withholds resources
منابع را پس میگیرد
withholds details
نگه داشتن جزئیات
withholds rights
نگه داشتن حقوق
the company withholds information from its employees.
شرکت اطلاعات را از کارمندان خود دریغ میکند.
she withholds her feelings to protect herself.
او احساسات خود را برای محافظت از خود پنهان میکند.
the teacher withholds grades until the end of the semester.
معلم نمرات را تا پایان ترم نگه میدارد.
he withholds judgment until he hears all the facts.
او قضاوت نمیکند تا زمانی که تمام حقایق را بشنود.
the government withholds certain statistics from the public.
دولت آمار خاصی را از مردم پنهان میکند.
she withholds her approval for the project.
او تایید خود را برای پروژه پس میگیرد.
he withholds his support for the new policy.
او حمایت خود را از سیاست جدید پس میگیرد.
the bank withholds funds until the verification process is complete.
بانک تا زمانی که فرآیند تایید تکمیل شود، وجوه را پس میگیرد.
they believe he withholds important details.
آنها معتقدند که او جزئیات مهم را پنهان میکند.
she withholds her laughter during serious meetings.
او خنده خود را در جلسات جدی پنهان میکند.
withholds information
نگه داشتن اطلاعات
withholds consent
نگه داشتن رضایت
withholds payment
نگه داشتن پرداخت
withholds approval
نگه داشتن تایید
withholds evidence
نگه داشتن مدارک
withholds support
نگه داشتن حمایت
withholds benefits
نگه داشتن مزایا
withholds resources
منابع را پس میگیرد
withholds details
نگه داشتن جزئیات
withholds rights
نگه داشتن حقوق
the company withholds information from its employees.
شرکت اطلاعات را از کارمندان خود دریغ میکند.
she withholds her feelings to protect herself.
او احساسات خود را برای محافظت از خود پنهان میکند.
the teacher withholds grades until the end of the semester.
معلم نمرات را تا پایان ترم نگه میدارد.
he withholds judgment until he hears all the facts.
او قضاوت نمیکند تا زمانی که تمام حقایق را بشنود.
the government withholds certain statistics from the public.
دولت آمار خاصی را از مردم پنهان میکند.
she withholds her approval for the project.
او تایید خود را برای پروژه پس میگیرد.
he withholds his support for the new policy.
او حمایت خود را از سیاست جدید پس میگیرد.
the bank withholds funds until the verification process is complete.
بانک تا زمانی که فرآیند تایید تکمیل شود، وجوه را پس میگیرد.
they believe he withholds important details.
آنها معتقدند که او جزئیات مهم را پنهان میکند.
she withholds her laughter during serious meetings.
او خنده خود را در جلسات جدی پنهان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید