withholds

[ایالات متحده]/wɪðˈhoʊldz/
[بریتانیا]/wɪðˈhoʊldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگه می‌دارد یا پس می‌زند؛ از دادن خودداری می‌کند؛ (چیزی را) سرکوب می‌کند؛ جلوگیری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

withholds information

نگه داشتن اطلاعات

withholds consent

نگه داشتن رضایت

withholds payment

نگه داشتن پرداخت

withholds approval

نگه داشتن تایید

withholds evidence

نگه داشتن مدارک

withholds support

نگه داشتن حمایت

withholds benefits

نگه داشتن مزایا

withholds resources

منابع را پس می‌گیرد

withholds details

نگه داشتن جزئیات

withholds rights

نگه داشتن حقوق

جملات نمونه

the company withholds information from its employees.

شرکت اطلاعات را از کارمندان خود دریغ می‌کند.

she withholds her feelings to protect herself.

او احساسات خود را برای محافظت از خود پنهان می‌کند.

the teacher withholds grades until the end of the semester.

معلم نمرات را تا پایان ترم نگه می‌دارد.

he withholds judgment until he hears all the facts.

او قضاوت نمی‌کند تا زمانی که تمام حقایق را بشنود.

the government withholds certain statistics from the public.

دولت آمار خاصی را از مردم پنهان می‌کند.

she withholds her approval for the project.

او تایید خود را برای پروژه پس می‌گیرد.

he withholds his support for the new policy.

او حمایت خود را از سیاست جدید پس می‌گیرد.

the bank withholds funds until the verification process is complete.

بانک تا زمانی که فرآیند تایید تکمیل شود، وجوه را پس می‌گیرد.

they believe he withholds important details.

آنها معتقدند که او جزئیات مهم را پنهان می‌کند.

she withholds her laughter during serious meetings.

او خنده خود را در جلسات جدی پنهان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید