impeached president
رئیس جمهور استیضاح شده
impeached official
مقامات استیضاح شده
impeached leader
رهبر استیضاح شده
impeached judge
قاضی استیضاح شده
impeached governor
استاندار استیضاح شده
impeached senator
سناتور استیضاح شده
impeached politician
سیاستمدار استیضاح شده
impeached administration
دولت استیضاح شده
impeached cabinet
کابینه استیضاح شده
impeached congressman
نماینده کنگره استیضاح شده
the president was impeached by the house of representatives.
رئیس جمهور با رای مجلس نمایندگان استیضاح شد.
many believe that he should be impeached for his actions.
بسیاری معتقدند که او باید به دلیل اقداماتش استیضاح شود.
impeached officials often face severe consequences.
مقامات استیضاح شده اغلب با عواقب جدی روبرو می شوند.
the process of being impeached can be lengthy and complex.
فرآیند استیضاح می تواند طولانی و پیچیده باشد.
after being impeached, he lost public support.
پس از استیضاح، او از حمایت عمومی برخوردار نبود.
she was impeached for misconduct while in office.
او به دلیل سوء رفتار در زمان تصدی سمت، استیضاح شد.
the senate held a trial after the president was impeached.
پس از استیضاح رئیس جمهور، سنا یک محاکمه برگزار کرد.
impeached leaders often become controversial figures.
رهبران استیضاح شده اغلب به چهره های بحث برانگیز تبدیل می شوند.
his impeachment sparked nationwide protests.
استیضاح او باعث اعتراضات سراسری شد.
the articles of impeachment were presented to congress.
مواد استیضاح به کنگره ارائه شد.
impeached president
رئیس جمهور استیضاح شده
impeached official
مقامات استیضاح شده
impeached leader
رهبر استیضاح شده
impeached judge
قاضی استیضاح شده
impeached governor
استاندار استیضاح شده
impeached senator
سناتور استیضاح شده
impeached politician
سیاستمدار استیضاح شده
impeached administration
دولت استیضاح شده
impeached cabinet
کابینه استیضاح شده
impeached congressman
نماینده کنگره استیضاح شده
the president was impeached by the house of representatives.
رئیس جمهور با رای مجلس نمایندگان استیضاح شد.
many believe that he should be impeached for his actions.
بسیاری معتقدند که او باید به دلیل اقداماتش استیضاح شود.
impeached officials often face severe consequences.
مقامات استیضاح شده اغلب با عواقب جدی روبرو می شوند.
the process of being impeached can be lengthy and complex.
فرآیند استیضاح می تواند طولانی و پیچیده باشد.
after being impeached, he lost public support.
پس از استیضاح، او از حمایت عمومی برخوردار نبود.
she was impeached for misconduct while in office.
او به دلیل سوء رفتار در زمان تصدی سمت، استیضاح شد.
the senate held a trial after the president was impeached.
پس از استیضاح رئیس جمهور، سنا یک محاکمه برگزار کرد.
impeached leaders often become controversial figures.
رهبران استیضاح شده اغلب به چهره های بحث برانگیز تبدیل می شوند.
his impeachment sparked nationwide protests.
استیضاح او باعث اعتراضات سراسری شد.
the articles of impeachment were presented to congress.
مواد استیضاح به کنگره ارائه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید