impersuasibility

[ایالات متحده]//ˌɪm.pəˌsweɪ.zəˈbɪl.ə.ti//
[بریتانیا]//ˌɪm.pɚˌsweɪ.zəˈbɪl.ə.t̬i//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن غیرممکن یا بسیار دشوار برای متقاعد کردن؛ مقاومت در برابر متقاعد شدن؛ ناخواسته بودن تغییر نظر یا مسیر اقدام خود با وجود استدلال‌ها یا درخواست‌ها؛ انکار خوب یا تأثیر گذار شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

impersuasibility factor

عامل عدم قابلیت متقاعد کردن

high impersuasibility

عدم قابلیت متقاعد کردن زیاد

low impersuasibility

عدم قابلیت متقاعد کردن کم

impersuasibility persists

عدم قابلیت متقاعد کردن ادامه می یابد

impersuasibility remains

عدم قابلیت متقاعد کردن باقی می ماند

impersuasibility increases

عدم قابلیت متقاعد کردن افزایش می یابد

impersuasibility decreases

عدم قابلیت متقاعد کردن کاهش می یابد

جملات نمونه

her impersuasibility in the negotiation forced the team to change tactics.

نепersuasibility او در مذاکرات باعث شد تیم مجبور به تغییر استراتژی شود.

his impersuasibility was evident despite repeated appeals from colleagues.

نepersuasibility او واضح بود، با وجود درخواست‌های مکرر از همکاران.

their impersuasibility became a major obstacle to reaching a compromise.

نepersuasibility آن‌ها به یک مانع اصلی در دست یافتن یک تسویه‌ای تبدیل شد.

we encountered stubborn impersuasibility during the policy review meeting.

در جلسه بررسی سیاست‌ها با نepersuasibility سخت‌گیرانه مواجه شدیم.

she demonstrated impersuasibility in the face of overwhelming evidence.

او نepersuasibility را در برابر شواهد فراوان نشان داد.

the judge noted his impersuasibility when evaluating the testimony.

دیوان در ارزیابی شهادت، نepersuasibility او را یادآوری کرد.

her impersuasibility to reasonable advice worried her friends.

نepersuasibility او در پذیرش مشورت منطقی دوستانش را نگران کرد.

managers struggled with the impersuasibility of a key stakeholder.

مدیران با نepersuasibility یکی از طرف‌های کلیدی درگیر شدند.

his impersuasibility proved difficult to overcome, even with incentives.

نepersuasibility او حتی با حمایت‌های مالی نیز دشوار بود.

the report highlighted the impersuasibility of certain voters.

گزارش نepersuasibility برخی از رای دهندگان را تاکید کرد.

they blamed the failure on her impersuasibility and refusal to listen.

آن‌ها شکست را به نepersuasibility او و انکار گوش دادن نسبت دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید