imposers

[ایالات متحده]/ɪmˈpəʊzə/
[بریتانیا]/ɪmˈpoʊzər/

ترجمه

n. کسی که چیزی را بر دیگران تحمیل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

imposer of rules

اجرای کننده قوانین

imposer of standards

اجرای کننده استانداردها

imposer of taxes

اجرای کننده مالیات‌ها

imposer of beliefs

اجرای کننده باورها

imposer of authority

اجرای کننده اقتدار

imposer of change

اجرای کننده تغییرات

imposer of conditions

اجرای کننده شرایط

imposer of decisions

اجرای کننده تصمیمات

imposer of limits

اجرای کننده محدودیت‌ها

imposer of restrictions

اجرای کننده محدودیت‌ها

جملات نمونه

he was seen as an imposer of his will on the team.

او به عنوان کسی دیده می‌شد که اراده خود را بر تیم تحمیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید