impoundment

[ایالات متحده]/ɪmˈpaʊndmənt/
[بریتانیا]/ɪmˈpaʊndmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توقیف یا وضعیت توقیف؛ آبی که توسط سدی محصور شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

water impoundment

باند آب

impoundment area

منطقه سد

impoundment structure

ساختار سد

flood impoundment

باند سیل

impoundment level

سطح سد

reservoir impoundment

باند مخزن

sediment impoundment

باند رسوب

temporary impoundment

باند موقت

impoundment zone

منطقه سد

impoundment effects

اثرات سد

جملات نمونه

the impoundment of the river created a new lake.

احداث سد و جمع‌آوری آب رودخانه منجر به ایجاد یک دریاچه جدید شد.

officials discussed the environmental impacts of the impoundment.

مسؤولان تأثیرات زیست‌محیطی ایجاد سد را مورد بحث قرار دادند.

the impoundment of water is crucial for irrigation.

جمع‌آوری آب برای آبیاری بسیار مهم است.

after the impoundment, the fish population increased.

پس از ایجاد سد، جمعیت ماهی‌ها افزایش یافت.

the dam's impoundment has changed the local ecosystem.

احداث سد اکوسیستم محلی را تغییر داده است.

they are studying the effects of impoundment on sedimentation.

آنها در حال بررسی اثرات ایجاد سد بر رسوبات هستند.

the impoundment area was designated as a wildlife refuge.

منطقه ایجاد سد به عنوان پناهگاه حیات وحش تعیین شد.

impoundment can lead to changes in water quality.

ایجاد سد می‌تواند منجر به تغییرات در کیفیت آب شود.

they plan to monitor the effects of the impoundment over time.

آنها قصد دارند اثرات ایجاد سد را در طول زمان رصد کنند.

construction of the impoundment began last year.

ساخت سد سال گذشته آغاز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید