imprisoning thoughts
بند کردن افکار
imprisoning fears
بند کردن ترسها
imprisoning beliefs
بند کردن باورها
imprisoning mind
بند کردن ذهن
imprisoning habits
بند کردن عادتها
imprisoning emotions
بند کردن احساسات
imprisoning society
بند کردن جامعه
imprisoning past
بند کردن گذشته
imprisoning situation
بند کردن وضعیت
imprisoning system
بند کردن سیستم
the new law is seen as imprisoning freedom of speech.
قانون جدید به عنوان محدود کننده آزادی بیان تلقی میشود.
imprisoning someone for their beliefs is unjust.
زندانی کردن کسی به دلیل باورهایش ناعادلانه است.
they accused the government of imprisoning dissenters.
آنها دولت را به دلیل زندانی کردن مخالفان متهم کردند.
imprisoning the innocent only deepens societal issues.
زندانی کردن بیگناهان تنها مشکلات جامعه را تشدید میکند.
imprisoning people without trial violates human rights.
زندانی کردن مردم بدون محاکمه حقوق بشر را نقض میکند.
she felt like her job was imprisoning her creativity.
او احساس میکرد شغلش خلاقیت او را محدود میکند.
imprisoning thoughts can lead to mental health issues.
زندانی کردن افکار میتواند منجر به مشکلات سلامت روان شود.
he wrote a novel about imprisoning love and longing.
او رمانی در مورد زندانی کردن عشق و دلتنگی نوشت.
imprisoning one's emotions can be harmful.
زندانی کردن احساسات خود میتواند مضر باشد.
the documentary highlights the issue of imprisoning children.
مستند به مسئله زندانی کردن کودکان اشاره میکند.
imprisoning thoughts
بند کردن افکار
imprisoning fears
بند کردن ترسها
imprisoning beliefs
بند کردن باورها
imprisoning mind
بند کردن ذهن
imprisoning habits
بند کردن عادتها
imprisoning emotions
بند کردن احساسات
imprisoning society
بند کردن جامعه
imprisoning past
بند کردن گذشته
imprisoning situation
بند کردن وضعیت
imprisoning system
بند کردن سیستم
the new law is seen as imprisoning freedom of speech.
قانون جدید به عنوان محدود کننده آزادی بیان تلقی میشود.
imprisoning someone for their beliefs is unjust.
زندانی کردن کسی به دلیل باورهایش ناعادلانه است.
they accused the government of imprisoning dissenters.
آنها دولت را به دلیل زندانی کردن مخالفان متهم کردند.
imprisoning the innocent only deepens societal issues.
زندانی کردن بیگناهان تنها مشکلات جامعه را تشدید میکند.
imprisoning people without trial violates human rights.
زندانی کردن مردم بدون محاکمه حقوق بشر را نقض میکند.
she felt like her job was imprisoning her creativity.
او احساس میکرد شغلش خلاقیت او را محدود میکند.
imprisoning thoughts can lead to mental health issues.
زندانی کردن افکار میتواند منجر به مشکلات سلامت روان شود.
he wrote a novel about imprisoning love and longing.
او رمانی در مورد زندانی کردن عشق و دلتنگی نوشت.
imprisoning one's emotions can be harmful.
زندانی کردن احساسات خود میتواند مضر باشد.
the documentary highlights the issue of imprisoning children.
مستند به مسئله زندانی کردن کودکان اشاره میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید