join the in-crowd
به گروه محبوب بپیوند
be in-crowd
در گروه محبوب باش
the in-crowd knows
گروه محبوب میداند
in-crowd status
وضعیت گروه محبوب
among the in-crowd
در میان گروه محبوب
exclude from in-crowd
از گروه محبوب خارج شو
in-crowd mentality
ذهنیت گروه محبوب
seeking in-crowd
در حال جستجوی گروه محبوب
part of in-crowd
بخشی از گروه محبوب
she desperately wanted to be part of the in-crowd at university.
او به شدت میخواست بخشی از گروه محبوب دانشگاه شود.
the in-crowd always seemed to know about the best parties.
گروه محبوب همیشه به نظر میرسید که از بهترین جشنها اطلاع دارند.
he felt excluded because he wasn't in the in-crowd.
او احساس ازدیاد کرد چون در گروه محبوب نبود.
joining the in-crowd can be difficult if you're new.
عضو شدن در گروه محبوب ممکن است برای کسی که جدید است دشوار باشد.
the in-crowd often sets the trends in fashion and music.
گروه محبوب اغلب روندهای مد و موسیقی را تعیین میکنند.
she tried to impress the in-crowd with her expensive car.
او سعی کرد با ماشین گرانقیمت خود گروه محبوب را تحت تأثیر قرار دهد.
he observed the in-crowd from a distance, feeling like an outsider.
او گروه محبوب را از فاصله مشاهده میکرد و احساس میکرد خارجی است.
the in-crowd dominated the conversation at the networking event.
گروه محبوب در رویداد شبکهسازی گفتوگو را حاکمیت میکردند.
being part of the in-crowd isn't everything, she realized.
او متوجه شد که بودن بخشی از گروه محبوب همه چیز نیست.
the in-crowd at the conference discussed the latest industry developments.
گروه محبوب در کنفرانس دربارهی جدیدترین پیشرفتهای صنعت گفتوگو میکردند.
he wanted to break into the in-crowd and prove himself.
او میخواست وارد گروه محبوب شود و خود را ثابت کند.
join the in-crowd
به گروه محبوب بپیوند
be in-crowd
در گروه محبوب باش
the in-crowd knows
گروه محبوب میداند
in-crowd status
وضعیت گروه محبوب
among the in-crowd
در میان گروه محبوب
exclude from in-crowd
از گروه محبوب خارج شو
in-crowd mentality
ذهنیت گروه محبوب
seeking in-crowd
در حال جستجوی گروه محبوب
part of in-crowd
بخشی از گروه محبوب
she desperately wanted to be part of the in-crowd at university.
او به شدت میخواست بخشی از گروه محبوب دانشگاه شود.
the in-crowd always seemed to know about the best parties.
گروه محبوب همیشه به نظر میرسید که از بهترین جشنها اطلاع دارند.
he felt excluded because he wasn't in the in-crowd.
او احساس ازدیاد کرد چون در گروه محبوب نبود.
joining the in-crowd can be difficult if you're new.
عضو شدن در گروه محبوب ممکن است برای کسی که جدید است دشوار باشد.
the in-crowd often sets the trends in fashion and music.
گروه محبوب اغلب روندهای مد و موسیقی را تعیین میکنند.
she tried to impress the in-crowd with her expensive car.
او سعی کرد با ماشین گرانقیمت خود گروه محبوب را تحت تأثیر قرار دهد.
he observed the in-crowd from a distance, feeling like an outsider.
او گروه محبوب را از فاصله مشاهده میکرد و احساس میکرد خارجی است.
the in-crowd dominated the conversation at the networking event.
گروه محبوب در رویداد شبکهسازی گفتوگو را حاکمیت میکردند.
being part of the in-crowd isn't everything, she realized.
او متوجه شد که بودن بخشی از گروه محبوب همه چیز نیست.
the in-crowd at the conference discussed the latest industry developments.
گروه محبوب در کنفرانس دربارهی جدیدترین پیشرفتهای صنعت گفتوگو میکردند.
he wanted to break into the in-crowd and prove himself.
او میخواست وارد گروه محبوب شود و خود را ثابت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید