in-group bias
تعصب درون گروهی
joining an in-group
پیوستن به یک گروه درون
in-group preference
تمایل به گروه درون
favoring in-group
تمایل به درون گروهی
in-group solidarity
همبستگی درون گروهی
an in-group feeling
احساس درون گروهی
protecting the in-group
محافظت از گروه درون
in-group loyalty
وفاداری به گروه درون
identifying with in-group
شناخت با گروه درون
strong in-group
گروه درون قوی
she felt a strong sense of belonging within the in-group.
او احساس تعلق خاطر قوی در درون گروه داخلی داشت.
the in-group shared a common language and set of values.
گروه داخلی یک زبان و مجموعه ارزشهای مشترک داشت.
he actively sought to strengthen bonds within the in-group.
او به طور فعالانه به دنبال تقویت پیوندها در درون گروه داخلی بود.
the leader fostered a supportive environment for the in-group.
رهبر یک محیط حمایتی برای گروه داخلی ایجاد کرد.
outsiders were viewed with suspicion by the in-group.
افراد خارج از گروه با سوءظن توسط گروه داخلی دیده میشدند.
the in-group developed its own unique slang and inside jokes.
گروه داخلی اصطلاحات عامیانه و لطیفههای داخلی منحصر به فرد خود را توسعه داد.
maintaining a positive reputation was crucial for the in-group.
حفظ شهرت مثبت برای گروه داخلی بسیار مهم بود.
the in-group collaborated effectively on the project.
گروه داخلی به طور موثر در پروژه با هم همکاری کردند.
he demonstrated unwavering loyalty to the in-group.
او وفاداری بیچون و چرای خود را به گروه داخلی نشان داد.
the in-group faced challenges from competing groups.
گروه داخلی با چالشهایی از گروههای رقیب روبرو شد.
joining the in-group required passing a series of tests.
پیوستن به گروه داخلی نیاز به گذراندن یک سری آزمون داشت.
the in-group's shared experiences created a strong bond.
تجربههای مشترک گروه داخلی یک پیوند قوی ایجاد کرد.
in-group bias
تعصب درون گروهی
joining an in-group
پیوستن به یک گروه درون
in-group preference
تمایل به گروه درون
favoring in-group
تمایل به درون گروهی
in-group solidarity
همبستگی درون گروهی
an in-group feeling
احساس درون گروهی
protecting the in-group
محافظت از گروه درون
in-group loyalty
وفاداری به گروه درون
identifying with in-group
شناخت با گروه درون
strong in-group
گروه درون قوی
she felt a strong sense of belonging within the in-group.
او احساس تعلق خاطر قوی در درون گروه داخلی داشت.
the in-group shared a common language and set of values.
گروه داخلی یک زبان و مجموعه ارزشهای مشترک داشت.
he actively sought to strengthen bonds within the in-group.
او به طور فعالانه به دنبال تقویت پیوندها در درون گروه داخلی بود.
the leader fostered a supportive environment for the in-group.
رهبر یک محیط حمایتی برای گروه داخلی ایجاد کرد.
outsiders were viewed with suspicion by the in-group.
افراد خارج از گروه با سوءظن توسط گروه داخلی دیده میشدند.
the in-group developed its own unique slang and inside jokes.
گروه داخلی اصطلاحات عامیانه و لطیفههای داخلی منحصر به فرد خود را توسعه داد.
maintaining a positive reputation was crucial for the in-group.
حفظ شهرت مثبت برای گروه داخلی بسیار مهم بود.
the in-group collaborated effectively on the project.
گروه داخلی به طور موثر در پروژه با هم همکاری کردند.
he demonstrated unwavering loyalty to the in-group.
او وفاداری بیچون و چرای خود را به گروه داخلی نشان داد.
the in-group faced challenges from competing groups.
گروه داخلی با چالشهایی از گروههای رقیب روبرو شد.
joining the in-group required passing a series of tests.
پیوستن به گروه داخلی نیاز به گذراندن یک سری آزمون داشت.
the in-group's shared experiences created a strong bond.
تجربههای مشترک گروه داخلی یک پیوند قوی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید