in-person

[ایالات متحده]/[ˈɪn ˈpɜːsn]/
[بریتانیا]/[ˈɪn ˈpɝːsən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رخ دادن یا انجام دادن در حضور فیزیکی افراد.
adv. به گونه‌ای که حضور فیزیکی دارد.
n. یک جلسه یا تعامل که در یک مکان فیزیکی رخ می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

in-person meeting

جلسه حضوری

in-person visit

بازدید حضوری

in-person interview

مصاحبه حضوری

in-person event

رویداد حضوری

in-person training

آموزش حضوری

meet in-person

مقابله حضوری

attend in-person

حضور حضوری

in-person support

پشتیبانی حضوری

in-person feedback

بازخورد حضوری

having in-person

داشتن حضوری

جملات نمونه

we prefer in-person meetings whenever possible.

ما در صورت امکان می‌پسندیم که جلسات حضوری داشته باشیم.

the in-person interview will be held next tuesday.

جلسه حضوری بعدی دوشنبه برگزار خواهد شد.

attending the in-person conference is highly recommended.

حضور در کنفرانس حضوری توصیه می‌شود.

he gave an in-person presentation to the team.

او یک ارائه حضوری به تیم ارائه داد.

let's schedule an in-person meeting to discuss the project.

بیایید یک جلسه حضوری برای بحث در مورد پروژه برنامه‌ریزی کنیم.

the in-person training session will cover all the basics.

جلسه آموزش حضوری تمام مباحث پایه را پوشش خواهد داد.

i'm looking forward to an in-person visit to the factory.

من منتظر بازدید حضوری به کارخانه هستم.

we're planning an in-person event for our clients.

ما یک رویداد حضوری برای مشتریانمان در نظر گرفته‌ایم.

the in-person support provided was incredibly helpful.

پشتیبانی حضوری ارائه شده بسیار مفید بود.

it's nice to have an in-person conversation sometimes.

گاهی داشتن یک گفت‌وگو حضوری خوب است.

the company offered in-person onboarding for new employees.

شرکت امکان انتقال حضوری برای کارکنان جدید را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید