inarticulacy of thoughts
ناتوانی در بیان افکار
inarticulacy in speech
ناتوانی در بیان شفاهی
inarticulacy of feelings
ناتوانی در بیان احساسات
inarticulacy during interviews
ناتوانی در بیان در طول مصاحبهها
inarticulacy in writing
ناتوانی در بیان در نوشتن
inarticulacy in communication
ناتوانی در بیان در ارتباطات
inarticulacy of ideas
ناتوانی در بیان ایدهها
inarticulacy in arguments
ناتوانی در بیان در استدلالها
inarticulacy of opinions
ناتوانی در بیان نظرات
inarticulacy in discussions
ناتوانی در بیان در بحثها
his inarticulacy made it difficult for him to express his thoughts.
ناتوانی او در بیان افکارش باعث میشد ابراز کردن افکارش برایش دشوار باشد.
inarticulacy can often lead to misunderstandings in communication.
بیانناپذیری اغلب میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
she struggled with inarticulacy during the interview.
او در طول مصاحبه با بیانناپذیری دست و پنجه نرم کرد.
the inarticulacy of his speech was noticeable to everyone.
بیانناپذیری گفتارش برای همه قابل توجه بود.
inarticulacy can be a barrier to effective leadership.
بیانناپذیری میتواند مانعی برای رهبری مؤثر باشد.
her inarticulacy was a result of nervousness.
بیانناپذیری او ناشی از استرس بود.
the inarticulacy of the proposal raised concerns among the team.
بیانناپذیری پیشنهاد باعث نگرانی در بین اعضای تیم شد.
he often felt embarrassed by his inarticulacy in social situations.
او اغلب در موقعیتهای اجتماعی به دلیل بیانناپذیری خود احساس شرمسندگی میکرد.
overcoming inarticulacy requires practice and confidence.
غلبه بر بیانناپذیری نیاز به تمرین و اعتماد به نفس دارد.
his inarticulacy did not deter him from speaking up.
بیانناپذیری او را از صحبت کردن منصرف نکرد.
inarticulacy of thoughts
ناتوانی در بیان افکار
inarticulacy in speech
ناتوانی در بیان شفاهی
inarticulacy of feelings
ناتوانی در بیان احساسات
inarticulacy during interviews
ناتوانی در بیان در طول مصاحبهها
inarticulacy in writing
ناتوانی در بیان در نوشتن
inarticulacy in communication
ناتوانی در بیان در ارتباطات
inarticulacy of ideas
ناتوانی در بیان ایدهها
inarticulacy in arguments
ناتوانی در بیان در استدلالها
inarticulacy of opinions
ناتوانی در بیان نظرات
inarticulacy in discussions
ناتوانی در بیان در بحثها
his inarticulacy made it difficult for him to express his thoughts.
ناتوانی او در بیان افکارش باعث میشد ابراز کردن افکارش برایش دشوار باشد.
inarticulacy can often lead to misunderstandings in communication.
بیانناپذیری اغلب میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
she struggled with inarticulacy during the interview.
او در طول مصاحبه با بیانناپذیری دست و پنجه نرم کرد.
the inarticulacy of his speech was noticeable to everyone.
بیانناپذیری گفتارش برای همه قابل توجه بود.
inarticulacy can be a barrier to effective leadership.
بیانناپذیری میتواند مانعی برای رهبری مؤثر باشد.
her inarticulacy was a result of nervousness.
بیانناپذیری او ناشی از استرس بود.
the inarticulacy of the proposal raised concerns among the team.
بیانناپذیری پیشنهاد باعث نگرانی در بین اعضای تیم شد.
he often felt embarrassed by his inarticulacy in social situations.
او اغلب در موقعیتهای اجتماعی به دلیل بیانناپذیری خود احساس شرمسندگی میکرد.
overcoming inarticulacy requires practice and confidence.
غلبه بر بیانناپذیری نیاز به تمرین و اعتماد به نفس دارد.
his inarticulacy did not deter him from speaking up.
بیانناپذیری او را از صحبت کردن منصرف نکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید