incisures

[ایالات متحده]/[ˈɪnsjʊər]/
[بریتانیا]/[ˈɪnsjʊər]/

ترجمه

n. یک فرورفتگی کوچک یا گوی، به ویژه در یک فسیل یا سنگ؛ در پالئونتولوژی، یک فرورفتگی یا چاه کوچک روی سطح یک فسیل؛ در زمین شناسی، یک گوی یا کانال کوچک روی سطح یک سنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

identifying incisures

شناسایی اینسیور

incisures present

وجود اینسیور

analyzing incisures

تحلیل اینسیور

incisure patterns

الگوی اینسیور

detailed incisures

اینسیور جزئیات

showed incisures

اینسیور نمایش داد

mapping incisures

نقشه برداری اینسیور

incisures found

اینسیور یافت شد

counting incisures

شمارش اینسیور

marking incisures

علامت گذاری اینسیور

جملات نمونه

the rock surface exhibited numerous incisures, indicating past glacial activity.

سطح سنگ نشان دهنده یافته های زیادی از شکاف ها بود که فعالیت یخچالی گذشته را نشان می داد.

geologists studied the incisures on the canyon walls to understand erosion patterns.

ژئولوژیست ها شکاف های روی دیوارهای دامنه را مورد مطالعه قرار دادند تا الگوهای فرسیون را درک کنند.

deep incisures carved into the sandstone provided clues about the ancient river system.

شکاف های عمیقی که در سنگ ماسه ای حکاکی شده بودند، اطلاعاتی درباره سیستم رودخانه ای باستانی ارائه می دادند.

the presence of small incisures suggested a period of fluctuating water levels.

وجود شکاف های کوچک نشان دهنده دوره ای از تغییرات سطح آب بود.

analyzing the incisures helped determine the age of the sedimentary rock layer.

تحلیل شکاف ها به تعیین سن لایه سنگ رسوبی کمک کرد.

erosion processes gradually widened the existing incisures in the landscape.

فرایند فرسیون به تدریج شکاف های موجود در منظره را گسترش داد.

the team mapped the distribution of incisures across the exposed bedrock.

تیم توزیع شکاف ها در روی سنگ معدنی بیرون آمده را نقشه برداری کرد.

microscopic incisures on the fossil surface revealed details of its environment.

شکاف های میکروسکوپی روی سطح فسیل جزئیات محیط آن را آشکار کرد.

the researcher focused on the morphology of the incisures for further analysis.

پژوهشگر روی مورفولوژی شکاف ها برای تحلیل بیشتر تمرکز کرد.

subaerial weathering created prominent incisures on the exposed cliff face.

فرایند تبدیل هوازی باعث ایجاد شکاف های نمایان روی سطح دیواره که بیرون آمده بود، شد.

the landscape was characterized by a network of interconnected incisures.

منظره با یک شبکه از شکاف های مرتبط مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید