inclemencies

[ایالات متحده]/[ˈɪŋkləˌmensiːz]/
[بریتانیا]/[ˈɪŋkləˌmensiːz]/

ترجمه

n. شرایط جوی سخت؛ جو سخت؛ دوره‌هایی از آب و هواي نامطلوب

جملات نمونه

due to the inclemencies, the outdoor concert was postponed.

به دلیل شرایط جوی نامطلوب، کنسرت بازدید خارجی به تعویق افتاد.

travel plans were disrupted by unexpected inclemencies.

برنامه‌های سفر به دلیل شرایط جوی غیرمنتظره مختل شد.

the team decided to cancel the game due to the inclemencies.

تیم تصمیم گرفت بازی را به دلیل شرایط جوی نامطلوب لغو کند.

we faced numerous inclemencies during our mountain hiking trip.

در طی سفر کوه‌نوردی ما با چندین شرایط جوی نامطلوب مواجه شدیم.

the school closed early because of the severe inclemencies.

در دلیل شرایط جوی شدید، مدرسه زودتر بسته شد.

despite the inclemencies, the construction crew continued working.

در این حال که شرایط جوی نامطلوب وجود داشت، گروه ساخت و ساز کار خود را ادامه داد.

the farmers worried about the crops due to the recent inclemencies.

کشاورزان به دلیل شرایط جوی نامطلوب اخیر، نگران محصولات خود بودند.

the event organizers announced a change of venue due to inclemencies.

سازمان‌دهندگان رویداد به دلیل شرایط جوی نامطلوب، تغییر محل را اعلام کردند.

the flight was delayed because of the persistent inclemencies.

پرواز به دلیل شرایط جوی نامطلوب مکرر، به تعویق افتاد.

the park was closed as a precaution against the inclemencies.

پارک به عنوان یک پیشگیری در برابر شرایط جوی نامطلوب بسته شد.

the forecast warned of potential inclemencies throughout the day.

پیش‌بینی از احتمال شرایط جوی نامطلوب در طول روز هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید