storminess

[ایالات متحده]/[ˈstɔːmnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈstɔːrmɪnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بودن بارانی؛ شرایط بارانی؛ ناپایداری یا اضطراب؛ حالتی از اضطراب.
adj. دارای باران؛ بارانی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

storminess of life

تلاطم زندگی

facing storminess

مقابله با تلاطم

storminess prevailed

تلاطم غالب شد

experience storminess

تجربه تلاطم

full of storminess

پر از تلاطم

storminess lessened

تلاطم کاهش یافت

despite storminess

در برابر تلاطم

storminess continued

تلاطم ادامه یافت

endured storminess

تلاطم را تحمل کرد

period of storminess

دوره تلاطم

جملات نمونه

the storminess of the sea made sailing difficult.

خاستگی دریا باعث سختی در کشتی رانی شد.

we anticipated the storminess and sought shelter.

ما خاستگی را پیش بینی کردیم و پناه گرفتیم.

the speaker highlighted the storminess of the political climate.

سخنران خاستگی اقلیم سیاسی را تاکید کرد.

despite the storminess, the climbers continued their ascent.

در امید خاستگی، صعود کنندگان ادامه دادند.

the novel explores the storminess of family relationships.

این رمان خاستگی روابط خانوادگی را بررسی می کند.

the forecast predicted increasing storminess throughout the day.

پیش بینی افزایش خاستگی در طول روز را پیش بینی کرد.

the storminess of his personality often alienated people.

خاستگی شخصیت او اغلب مردم را دور می زد.

the pilot assessed the storminess before takeoff.

پیлот قبل از فرود خاستگی را ارزیابی کرد.

the region is prone to periods of intense storminess.

این منطقه در معرض دوره های خاستگی شدید قرار دارد.

the artist captured the storminess of the landscape in their painting.

هنرمند خاستگی منظره را در نقاشی خود ثبت کرد.

the storminess of the market affected investment decisions.

خاستگی بازار تصمیمات سرمایه گذاری را تحت تأثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید