incognito

[ایالات متحده]/ˌɪnkɒg'niːtəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪnkɑɡ'nito/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سفر کردن تحت یک نام مستعار; پنهان کردن هویت واقعی خود
adv. با هویت واقعی خود پنهان شده
n. کسی که تحت یک نام مستعار سفر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

going incognito

رفتن به صورت ناشناس

stay incognito

حفظ ناشناس بودن

browse incognito

مرور ناشناس

جملات نمونه

The prince travelled incognito to avoid crowds and ceremonies.

شاهزاده برای اجتناب از جمعیت و تشریفات به صورت ناشناس سفر کرد.

She traveled incognito to avoid being recognized.

او برای اینکه شناخته نشود به صورت ناشناس سفر کرد.

The celebrity went incognito to the event.

سلبریتی برای رفتن به مراسم به صورت ناشناس رفت.

He prefers to work incognito to avoid distractions.

او ترجیح می دهد برای اجتناب از حواس پرتی ها به صورت ناشناس کار کند.

The spy operated incognito to gather information.

جاسوس برای جمع آوری اطلاعات به صورت ناشناس عمل کرد.

The author lived incognito for years before revealing his identity.

نویسنده سالها قبل از فاش کردن هویت خود به صورت ناشناس زندگی کرد.

The detective disguised himself incognito to solve the case.

مامور پلیس برای حل پرونده خود را به صورت ناشناس مبدل کرد.

The thief moved through the crowd incognito to avoid detection.

دزد برای اجتناب از دستگیری به صورت ناشناس از میان جمعیت حرکت کرد.

The artist often worked incognito to focus on creativity.

هنرمند اغلب برای تمرکز بر خلاقیت به صورت ناشناس کار می کرد.

The mysterious stranger appeared incognito at the party.

غریبه مرموز به صورت ناشناس در مهمانی ظاهر شد.

The undercover agent operated incognito to gather intelligence.

عامل مخفی برای جمع آوری اطلاعات به صورت ناشناس عمل کرد.

نمونه‌های واقعی

Leonardo planted Judas among the apostles, but kept him incognito.

لئوناردو یهودا را در میان حواریون کاشت، اما او را به صورت مخفی نگه داشت.

منبع: Curious Muse

I have come incognito from Prague for the purpose of consulting you.

من به صورت مخفیانه از پراگ آمده‌ام تا با شما مشورت کنم.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: A Scandal in Bohemia

You should also do the search from an incognito or a private window.

شما همچنین باید جستجو را از یک پنجره ناشناس یا خصوصی انجام دهید.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection October 2014

" We're supposed to go incognito—do I look like a Muggle, Harry? "

"-ما قرار است به صورت مخفیانه برویم—آیا من مثل یک ماگل به نظر می‌رسم، هری؟"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

However, a study suggests that rather than helping you go incognito, soapy fragrances could make you a more attractive target.

با این حال، یک مطالعه نشان می‌دهد که به جای کمک به شما برای رفتن به صورت مخفیانه، عطر صابون ممکن است شما را به یک هدف جذاب‌تر تبدیل کند.

منبع: China Daily Latest Collection

But I don't know, I feel like more incognito with them.

اما نمی‌دانم، احساس می‌کنم با آنها بیشتر به صورت مخفیانه هستم.

منبع: Celebrity Unboxing记

If the papers don't come out until tomorrow, why are you going around incognito?

اگر مدارک تا فردا منتشر نشوند، چرا اینقدر به صورت مخفیانه می‌گردید؟

منبع: 2010 ESLPod

So first of all, " incognito mode" is one of the worst names ever.

بنابراین، اول از همه، "حالت مخفی" یکی از بدترین نام‌ها است.

منبع: Sway

There's certain web browsers like Chrome that have an incognito mode, so does Safari, to protect privacy.

برخی مرورگرهای وب مانند کروم حالت مخفی دارند، مرورگر سافاری هم همینطور، برای محافظت از حریم خصوصی.

منبع: Sway

What does it need you for if it can do these things, go into incognito mode?

اگر می‌تواند این کارها را انجام دهد، به چه دلیل به شما نیاز دارد، به حالت مخفی بروید؟

منبع: Sway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید