incommensurability

[ایالات متحده]/[ɪnˌkɒməˈnəɾəbɪləti]/
[بریتانیا]/[ɪnˌkɒməˈnəɾəbɪləti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حال یا وضعیتی که قابل مقایسه نیست؛ ویژگی عدم امکان مقایسه یا اندازه‌گیری در واحدها یکسان؛ وضعیتی که اساساً متفاوت یا غیرقابل مقایسه است؛ در فلسفه، عدم توانایی در تبدیل یک سیستم فکری به سیستم دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

incommensurability problem

مشکل ناهمسانی

experiencing incommensurability

تجربه ناهمسانی

addressing incommensurability

رسیدگی به ناهمسانی

sense of incommensurability

حس ناهمسانی

highlighting incommensurability

تاکید بر ناهمسانی

demonstrating incommensurability

اثبات ناهمسانی

overcoming incommensurability

غلبه بر ناهمسانی

analyzing incommensurability

تجزیه و تحلیل ناهمسانی

due to incommensurability

به دلیل ناهمسانی

potential incommensurability

ناهمسانی بالقوه

جملات نمونه

the incommensurability of their values led to constant conflict.

ناهمگنی ارزش‌های آن‌ها منجر به درگیری‌های دائمی شد.

we encountered a significant incommensurability in the data sets.

ما با یک ناهمگنی قابل توجه در مجموعه‌های داده مواجه شدیم.

the incommensurability between science and religion remains a challenge.

ناهمگنی بین علم و دین همچنان یک چالش است.

philosophical incommensurability makes cross-cultural understanding difficult.

ناهمگنی فلسفی درک متقابل فرهنگ‌ها را دشوار می‌کند.

the incommensurability of their experiences shaped their perspectives.

ناهمگنی تجربیات آن‌ها دیدگاه‌های آن‌ها را شکل داد.

despite attempts at reconciliation, the incommensurability persisted.

با وجود تلاش‌ها برای آشتی، ناهمگنی ادامه داشت.

the incommensurability of these concepts defies easy comparison.

ناهمگنی این مفاهیم مقایسه آسان را غیرممکن می‌کند.

understanding the incommensurability is crucial for nuanced analysis.

درک ناهمگنی برای تحلیل دقیق بسیار مهم است.

the incommensurability of their political ideologies created a divide.

ناهمگنی ایدئولوژی‌های سیاسی آن‌ها باعث ایجاد شکاف شد.

a key aspect of the theory is acknowledging incommensurability.

یکی از جنبه‌های کلیدی این نظریه اذعان به ناهمگنی است.

the incommensurability of their approaches hindered collaboration.

ناهمگنی رویکردهای آن‌ها همکاری را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید