untalented

[ایالات متحده]/ʌnˈtæləntɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈtæləntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد استعداد، بی‌مهارت، احمق

جملات نمونه

This man symbolizeseverything wrong with Britain - a deeply untalented buffoon, with athoroughly sinister interior.

این مرد نماد همه چیزهای اشتباه در مورد بریتانیا است - یک بامزه‌نویس کاملاً بی‌استعداد، با درون کاملاً شوم.

Untalented sports teams often resort to dirty tricks to win.

تیم‌های ورزشی بی‌استعداد اغلب برای بردن به حقه بازی متوسل می‌شوند.

He is considered untalented in music.

او در موسیقی بی‌استعداد تلقی می‌شود.

She feels untalented compared to her classmates.

او در مقایسه با همکلاسی‌هایش احساس می‌کند که بی‌استعداد است.

The untalented singer struggled to find success.

خواننده بی‌استعداد برای رسیدن به موفقیت تلاش کرد.

Many people believe they are untalented in art.

بسیاری از مردم معتقدند که در هنر بی‌استعداد هستند.

Her untalented performance disappointed the audience.

اجای بی‌استعداد او باعث ناامیدی تماشاچیان شد.

He felt untalented in sports but excelled in academics.

او در ورزش احساس بی‌استعدادی می‌کرد اما در تحصیلات پیشرفت کرد.

The untalented actor struggled to remember his lines.

بازیگر بی‌استعداد برای به خاطر سپردن دیالوگ‌هایش تلاش کرد.

She was labeled as untalented by the judges.

او توسط داوران بی‌استعداد شناخته شد.

Despite feeling untalented, he continued to practice diligently.

با وجود احساس بی‌استعدادی، او به تمرین ادامه داد.

The untalented artist received mixed reviews for her work.

هنرمند بی‌استعداد برای آثارش نظرات متفاوتی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید