incurved

[ایالات متحده]/ˈɪn.kɜːv/
[بریتانیا]/ˈɪn.kɜrv/

ترجمه

vt. باعث به خم شدن به سمت داخل\nv. به سمت داخل خم شدن\nn. یک خم یا انحنا به سمت داخل؛ عمل خم شدن به سمت داخل

عبارات و ترکیب‌ها

incurve line

خط انحنا

incurve shape

شکل انحنا

incurve path

مسیر انحنا

incurve edge

لبه انحنا

incurve feature

ویژگی انحنا

incurve angle

زاویه انحنا

incurve section

بخش انحنا

incurve design

طراحی انحنا

incurve model

مدل انحنا

incurve surface

سطح انحنا

جملات نمونه

the road will incurve sharply to the left.

جاده به طور تند به سمت چپ منحرف خواهد شد.

the path will incurve as it approaches the hill.

مسیر با نزدیک شدن به تپه، منحرف خواهد شد.

her smile seemed to incurve the atmosphere in the room.

لبخند او به نظر می‌رسید که حال و هوای اتاق را منحرف می‌کند.

the artist prefers to incurve the lines in her drawings.

هنرمند ترجیح می‌دهد خطوط را در نقاشی‌های خود منحرف کند.

the furniture was designed to incurve and fit the space perfectly.

مبلمان به گونه‌ای طراحی شده بود که منحرف شده و به خوبی در فضا جا بگیرد.

the train tracks incurve as they approach the station.

راه‌آهن با نزدیک شدن به ایستگاه، منحرف می‌شود.

in mathematics, we study how curves incurve at different points.

در ریاضیات، ما نحوه منحرف شدن منحنی‌ها در نقاط مختلف را مطالعه می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید