inducement

[ایالات متحده]/ɪnˈdjuːsmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈduːsmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب؛ ترغیب؛ تحریک، تشویق
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

financial inducement

تحریک مالی

attractive inducement package

بسته تشویقی جذاب

جملات نمونه

Reward is an inducement effort.

پاداش یک تلاش برای ترغیب است.

He hasn’t much inducement to study English.

او انگیزه زیادی برای یادگیری زبان انگلیسی ندارد.

tax breaks intended as an inducement to greater reinvestment.

معافیت‌های مالیاتی که به عنوان ترغیبی برای بازسرمایه‌گذاری بیشتر در نظر گرفته شده‌اند.

I gave the beggar some money as an inducement to leave immediately.

من به گدا پول دادم تا فوراً از آنجا برود.

Manage in a small way assume feebly trade exaltedly charge is the main inducement that our country agriculture manages constituent system to produce changes.

مدیریت به روشی کوچک، فرض کردن به ضعف، تجارت با بزرگی، اتهام اصلی، محرکی است که کشاورزی کشور ما سیستم سازنده را برای ایجاد تغییرات مدیریت می کند.

ResultsIn 16 patients, 13 cases died from heart reason, seven patients (43.75%) had inducements, 12 cases died in acute stege.

نتایج: در 16 بیمار، 13 مورد به دلیل مشکلات قلبی درگذشتند، 7 بیمار (43.75٪) دارای ترغیب بودند، 12 مورد در مرحله حاد درگذشتند.

The aurone compounds are generally on one plane ,and they have a bigger conjugate system .The inducement of hydroxyl substituents has little influence on their own geometries .

ترکیبات اورون به طور کلی روی یک صفحه قرار دارند و دارای یک سیستم مزدوج بزرگتر هستند. القای جایگزین‌های هیدروکسی تأثیر کمی بر هندسه‌های خود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید