disincentive

[ایالات متحده]/dɪsɪn'sentɪv/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪn'sɛntɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موانع فعالیت‌ها
n. چیزی که ناامید می‌کند یا مانع می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

spiralling house prices are beginning to act as a disincentive to development.

افزایش مداوم قیمت مسکن شروع به ایجاد انگیزه منفی برای توسعه کرده است.

higher taxes have major disincentive effects on work effort.

مالیات بالاتر اثرات بازدارنده قابل توجهی بر تلاش کاری دارد.

What incentive and disincentives were used to encourage compliance with the one-child policy? Which were used more – incentives of disincentives, and why?

چه مشوق ها و بازدارنده هایی برای تشویق به رعایت سیاست یک فرزندی استفاده شد؟ کدام یک بیشتر استفاده شد - مشوق ها یا بازدارنده ها، و چرا؟

One of the big disincentives to placing weapons in space has been the technical difficulty and cost of such an enterprise.

یکی از بزرگترین موانع برای قرار دادن سلاح‌ها در فضا، دشواری و هزینه فنی چنین سازمانی بوده است.

High taxes can serve as a disincentive for people to work harder.

مالیات بالا می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی برای اینکه مردم بیشتر کار نکنند، عمل کند.

Strict regulations may act as a disincentive for businesses to expand.

مقررات سختگیرانه ممکن است به عنوان یک انگیزه منفی برای گسترش کسب و کار عمل کند.

Lack of recognition can be a disincentive for employees to perform well.

عدم شناخت می‌تواند یک انگیزه منفی برای عملکرد خوب کارکنان باشد.

Fear of failure can serve as a strong disincentive for taking risks.

ترس از شکست می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی قوی برای به خطر انداختن عمل کند.

A negative work environment can act as a disincentive for employee retention.

محیط کار منفی می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی برای حفظ کارکنان عمل کند.

Low wages can be a disincentive for individuals to pursue certain careers.

دستمزد پایین می‌تواند یک انگیزه منفی برای افراد برای دنبال کردن مشاغل خاص باشد.

Lack of opportunities for advancement can serve as a disincentive for employee motivation.

عدم فرصت‌های پیشرفت می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی برای انگیزه کارکنان عمل کند.

Inadequate training can act as a disincentive for employees to improve their skills.

آموزش ناکافی می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی برای بهبود مهارت‌های کارکنان عمل کند.

Unfair treatment can be a strong disincentive for employee loyalty.

رفتار ناعادلانه می‌تواند یک انگیزه منفی قوی برای وفاداری کارکنان باشد.

Excessive bureaucracy can serve as a disincentive for innovation within organizations.

بوروکراسی بیش از حد می‌تواند به عنوان یک انگیزه منفی برای نوآوری در سازمان‌ها عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید