inebriant

[ایالات متحده]/ɪˈniːbrɪənt/
[بریتانیا]/ɪˈniːbriənt/

ترجمه

n. یک نوشیدنی الکلی یا عامل مست‌کننده
adj. باعث مستی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inebriant beverage

نوشیدنی مسمّرکننده

inebriant effects

اثرات مسمّرکننده

inebriant substance

ماده مسمّرکننده

inebriant experience

تجربه مسمّرکننده

inebriant aroma

عطر مسمّرکننده

inebriant drink

نوشیدنی مسمّرکننده

inebriant cocktail

کوکتل مسمّرکننده

inebriant influence

تاثیر مسمّرکننده

inebriant party

جشن مسمّرکننده

inebriant mood

حالت مسمّرکننده

جملات نمونه

alcohol is a common inebriant at parties.

الکل یک ماده مخدر رایج در مهمانی‌ها است.

he enjoyed the inebriant effects of the wine.

او از اثرات نوشیدنی الکلی لذت برد.

some people use inebriants to escape reality.

برخی افراد از مواد مخدر برای فرار از واقعیت استفاده می‌کنند.

the inebriant aroma of the spirits filled the room.

بوی الکلی مشروبات روحان انگیز اتاق را پر کرد.

she spoke freely after consuming an inebriant.

او پس از مصرف یک ماده مخدر آزادانه صحبت کرد.

he was known for his tolerance of inebriants.

او به دلیل تحملش نسبت به مواد مخدر شناخته می‌شد.

in some cultures, inebriants are used in rituals.

در برخی فرهنگ‌ها، از مواد مخدر در مناسک استفاده می‌شود.

the effects of inebriants can vary greatly.

اثرات مواد مخدر می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

many people enjoy inebriants in moderation.

بسیاری از مردم از مصرف متعادل مواد مخدر لذت می‌برند.

his inebriant state made him more sociable.

وضعیت الکلی او باعث شد که بیشتر معاشرت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید