| جمع | inebriants |
inebriant beverage
نوشیدنی مسمّرکننده
inebriant effects
اثرات مسمّرکننده
inebriant substance
ماده مسمّرکننده
inebriant experience
تجربه مسمّرکننده
inebriant aroma
عطر مسمّرکننده
inebriant drink
نوشیدنی مسمّرکننده
inebriant cocktail
کوکتل مسمّرکننده
inebriant influence
تاثیر مسمّرکننده
inebriant party
جشن مسمّرکننده
inebriant mood
حالت مسمّرکننده
alcohol is a common inebriant at parties.
الکل یک ماده مخدر رایج در مهمانیها است.
he enjoyed the inebriant effects of the wine.
او از اثرات نوشیدنی الکلی لذت برد.
some people use inebriants to escape reality.
برخی افراد از مواد مخدر برای فرار از واقعیت استفاده میکنند.
the inebriant aroma of the spirits filled the room.
بوی الکلی مشروبات روحان انگیز اتاق را پر کرد.
she spoke freely after consuming an inebriant.
او پس از مصرف یک ماده مخدر آزادانه صحبت کرد.
he was known for his tolerance of inebriants.
او به دلیل تحملش نسبت به مواد مخدر شناخته میشد.
in some cultures, inebriants are used in rituals.
در برخی فرهنگها، از مواد مخدر در مناسک استفاده میشود.
the effects of inebriants can vary greatly.
اثرات مواد مخدر میتواند بسیار متفاوت باشد.
many people enjoy inebriants in moderation.
بسیاری از مردم از مصرف متعادل مواد مخدر لذت میبرند.
his inebriant state made him more sociable.
وضعیت الکلی او باعث شد که بیشتر معاشرت کند.
inebriant beverage
نوشیدنی مسمّرکننده
inebriant effects
اثرات مسمّرکننده
inebriant substance
ماده مسمّرکننده
inebriant experience
تجربه مسمّرکننده
inebriant aroma
عطر مسمّرکننده
inebriant drink
نوشیدنی مسمّرکننده
inebriant cocktail
کوکتل مسمّرکننده
inebriant influence
تاثیر مسمّرکننده
inebriant party
جشن مسمّرکننده
inebriant mood
حالت مسمّرکننده
alcohol is a common inebriant at parties.
الکل یک ماده مخدر رایج در مهمانیها است.
he enjoyed the inebriant effects of the wine.
او از اثرات نوشیدنی الکلی لذت برد.
some people use inebriants to escape reality.
برخی افراد از مواد مخدر برای فرار از واقعیت استفاده میکنند.
the inebriant aroma of the spirits filled the room.
بوی الکلی مشروبات روحان انگیز اتاق را پر کرد.
she spoke freely after consuming an inebriant.
او پس از مصرف یک ماده مخدر آزادانه صحبت کرد.
he was known for his tolerance of inebriants.
او به دلیل تحملش نسبت به مواد مخدر شناخته میشد.
in some cultures, inebriants are used in rituals.
در برخی فرهنگها، از مواد مخدر در مناسک استفاده میشود.
the effects of inebriants can vary greatly.
اثرات مواد مخدر میتواند بسیار متفاوت باشد.
many people enjoy inebriants in moderation.
بسیاری از مردم از مصرف متعادل مواد مخدر لذت میبرند.
his inebriant state made him more sociable.
وضعیت الکلی او باعث شد که بیشتر معاشرت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید