inefficacious

[ایالات متحده]/ˌɪnɪˈfɪkəʃəs/
[بریتانیا]/ˌɪnɪˈfɪkəʃəs/

ترجمه

adj. اثر مطلوب را تولید نمی‌کند؛ بی‌اثر؛ بی‌فایده

عبارات و ترکیب‌ها

inefficacious treatment

درمان ناکارآمد

inefficacious method

روش ناکارآمد

inefficacious drug

داروی ناکارآمد

inefficacious strategy

استراتژی ناکارآمد

inefficacious policy

سیاست ناکارآمد

inefficacious approach

رویکرد ناکارآمد

inefficacious solution

راه حل ناکارآمد

inefficacious intervention

مداخله ناکارآمد

inefficacious plan

برنامه ناکارآمد

inefficacious measure

اقدام ناکارآمد

جملات نمونه

the treatment proved to be inefficacious against the virus.

درمان اثربخشی علیه ویروس نداشت.

many people found the new policy inefficacious in addressing the issue.

بسیاری از مردم دریافتند که سیاست جدید در رسیدگی به این موضوع بی‌اثر است.

the medication was deemed inefficacious after several trials.

دارو پس از چندین آزمایش بی‌اثر تشخیص داده شد.

his efforts to change the situation were largely inefficacious.

تلاش‌های او برای تغییر وضعیت تا حد زیادی بی‌اثر بود.

they realized their approach was inefficacious and needed to be revised.

آنها متوجه شدند که روش آنها بی‌اثر است و نیاز به بازنگری دارد.

critics argue that the reforms are inefficacious and superficial.

منتقدان استدلال می‌کنند که اصلاحات بی‌اثر و سطحی هستند.

the committee found the previous strategies to be inefficacious.

کمیته دریافتند که استراتژی‌های قبلی بی‌اثر بوده‌اند.

despite the funding, the project remained inefficacious.

با وجود بودجه، پروژه همچنان بی‌اثر باقی ماند.

some believe that traditional methods are often inefficacious in modern contexts.

برخی معتقدند که روش‌های سنتی اغلب در زمینه‌های مدرن بی‌اثر هستند.

the team's inefficacious tactics led to their defeat.

تاکتیک‌های بی‌اثر تیم منجر به شکست آنها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید