infatuate

[ایالات متحده]/ɪnˈfæʧ.ueɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈfæʧ.uˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث شدن که کسی علاقه یا تحسین شدیدی اما کوتاه‌مدت نسبت به کسی یا چیزی داشته باشد
adj. مشخصه‌ای از علاقه احمقانه یا غیرمنطقی
n. فردی که دچار عشق زودگذر شده است
v. الهام بخشیدن با علاقه‌ای شدید اما کوتاه‌مدت
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردinfatuates
صفت یا فعل حال استمراریinfatuating
زمان گذشتهinfatuated
قسمت سوم فعلinfatuated

عبارات و ترکیب‌ها

infatuate someone

عشق‌پردازی کردن کسی

infatuate with love

عشق‌پردازی با عشق

infatuate easily

به راحتی عاشق شدن

infatuate quickly

سریع عاشق شدن

infatuate beyond reason

فراتر از منطق عاشق شدن

infatuate with passion

عشق‌پردازی با اشتیاق

infatuate for years

سال‌ها عاشق شدن

infatuate someone deeply

به شدت عاشق کسی شدن

infatuate with fantasy

عشق‌پردازی با خیال‌پردازی

جملات نمونه

she became infatuated with the idea of traveling the world.

او شیفته ایده سفر در سراسر جهان شد.

he was infatuated with her beauty and charm.

او شیفته زیبایی و جذابیت او شد.

many teenagers infatuate themselves with pop stars.

بسیاری از نوجوانان خود را با ستاره‌های پاپ شیفته می‌کنند.

she was infatuated by the thrill of adventure.

او شیفته هیجان ماجراجویی شد.

he often infatuates himself with new hobbies.

او اغلب خود را با سرگرمی‌های جدید شیفته می‌کند.

they became infatuated with the latest technology trends.

آنها شیفته آخرین روندها و گرایش‌های فناوری شدند.

she is infatuated with the idea of becoming a writer.

او شیفته ایده تبدیل شدن به نویسنده است.

he was infatuated with the concept of freedom.

او شیفته مفهوم آزادی بود.

many people infatuate themselves with romantic movies.

بسیاری از مردم خود را با فیلم‌های عاشقانه شیفته می‌کنند.

she is infatuated with the art of cooking.

او شیفته هنر آشپزی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید