infatuated

[ایالات متحده]/ɪnˈfætʃueɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈfætʃueɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمیقاً عاشق.

عبارات و ترکیب‌ها

be infatuated with

دیوانه وار عاشق بودن

جملات نمونه

He is infatuated with pride.

او با غرور شیفته است.

she is infatuated with a handsome police chief.

او شیفته یک افسر پلیس خوش‌تیپ است.

He is infatuated with her, and doesn’t see her faults.

او شیفته اوست و نمی‌بیند که چه نقصی دارد.

Due to a song I seem to be infatuated with a person and feel curious about him,but I don't know this is a kind of infantility which a teacher shouldn't own.

به دلیل یک آهنگ، به نظر می‌رسد که من شیفته یک نفر شده‌ام و کنجکاو هستم در مورد او، اما نمی‌دانم که این نوع نوجویی است که یک معلم نباید داشته باشد.

She was infatuated with the idea of becoming a famous actress.

او شیفته این ایده بود که یک بازیگر مشهور شود.

He was infatuated with his co-worker and couldn't focus on his work.

او شیفته همکارش بود و نمی‌توانست روی کار خود تمرکز کند.

Many teenagers become infatuated with celebrities.

بسیاری از نوجوانان شیفته مشاهیر می‌شوند.

She was infatuated with the new guy in her class.

او شیفته پسر جدید کلاسش بود.

He was infatuated with the idea of traveling the world.

او شیفته این ایده بود که جهان را سفر کند.

She was infatuated with the romantic notion of love at first sight.

او شیفته این ایده رمانتیک عشق در نگاه اول بود.

He became infatuated with the thrill of skydiving.

او شیفته هیجان سقوط آزاد شد.

She was infatuated with the idea of starting her own business.

او شیفته این ایده بود که کسب و کار خود راه‌اندازی کند.

He was infatuated with the idea of living off the grid.

او شیفته این ایده بود که خارج از شبکه زندگی کند.

She was infatuated with the idea of learning a new language.

او شیفته این ایده بود که یک زبان جدید یاد بگیرد.

نمونه‌های واقعی

I just kind of infatuated with this guy.

من فقط کمی شیفته این مرد هستم.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Andy Warhol loved celebrities and was infatuated with movie stars.

اندی Warhol عاشق مشاهیر بود و شیفته ستاره‌های سینما بود.

منبع: Secrets of Masterpieces

Edward was always besotted, completely infatuated with her.

ادوارد همیشه مجذوب بود، کاملاً شیفته او بود.

منبع: Women Who Changed the World

Is she infatuated with me? Yes.

آیا او با من شیفته است؟ بله.

منبع: Modern Family Season 6

Mr Wood's new book is meant for adults who remain infatuated.

کتاب جدید آقای Wood برای بزرگسالانی است که همچنان شیفته باقی می‌مانند.

منبع: The Economist (Summary)

How could she allow herself to become so infatuated with a stranger?

چگونه می‌توانست اجازه دهد تا اینقدر با یک غریبه شیفته شود؟

منبع: Returning Home

Oh. how can you be infatuated with horror films? They're so scary.

اوه. چطور می توانید با فیلم های ترسناک شیفته شوید؟ آنها خیلی ترسناک هستند.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

Because when you're infatuated with someone, your whole world starts to change.

چون وقتی با کسی شیفته هستید، کل دنیا شما شروع به تغییر می‌کند.

منبع: Psychology Mini Class

I admit that I'm a little infatuated with him, but it's a healthy kind of adulation.

باید اعتراف کنم که کمی شیفته او هستم، اما نوعی تعظیم سالم است.

منبع: Authentic American English Listening Podcast (Slow)

I know his birthday, I know his cat's birthday, I know his starsign Wow, I'm infatuated!

من می دانم روز تولدش را، می دانم روز تولد گربه اش را، می دانم علائم ستاره اش واو، من شیفته‌ام!

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید