infatuation

[ایالات متحده]/ɪn,fætʃʊ'eɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ɪn,fætʃu'eʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسواس، تحسین پرشور.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

passionate infatuation

عشق آتشین

جملات نمونه

gradations of feeling from infatuation to deep affection;

درجات احساس از شیفتگی تا محبت عمیق;

She realized that she felt fear as well as infatuation for this man.

او دریافت که ترس و شیفتگی را نیز نسبت به این مرد احساس می کند.

Are you sure it’s the real thing , not just infatuation?

آیا مطمئن هستید که آن چیز واقعی است، نه فقط شیفتگی؟

Their infatuation blinded them to the fundamental differences in their points of view. See also Synonyms at like 1

شیفتگی آنها باعث شد که آنها نسبت به تفاوت های اساسی در دیدگاه های خود کور شوند. همچنین به مترادف ها در مانند 1 مراجعه کنید.

infatuation with a celebrity

شیفتگی با یک مشهور

to develop an infatuation

برای ایجاد یک شیفتگی

infatuation with a new hobby

شیفتگی با یک سرگرمی جدید

infatuation turning into love

شیفتگی که به عشق تبدیل می شود

to express infatuation openly

برای ابراز شیفتگی به طور آشکار

to indulge in infatuation

برای غرق شدن در شیفتگی

infatuation blinding one's judgment

شیفتگی که قضاوت یک فرد را کور می کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید