infest

[ایالات متحده]/ɪnˈfest/
[بریتانیا]/ɪnˈfest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آزار دادن؛ انگل بودن؛ به تعداد زیاد ظاهر شدن؛ به تعداد زیاد پرورش یافتن
vi. پرورش یافتن.
Word Forms
زمان گذشتهinfested
شکل سوم شخص مفردinfests
صفت یا فعل حال استمراریinfesting
قسمت سوم فعلinfested

عبارات و ترکیب‌ها

infested with pests

آلوده به آفات

جملات نمونه

be infested with rats

آلوده شدن به موش

the house is infested with cockroaches.

خانه آلوده به سوسک است.

livestock that were infested with tapeworms.

دام‌هایی که به کرم کدوک آلوده بودند.

This is a crocodile-infested swamp.

این یک باتلاق آلوده به تمساح است.

The back yard was infested by rats.

حیاط پشتی توسط موش‌ها آلوده شده بود.

Crime infests that poor neighbourhood.

جنایت آن محله فقیرنشین را آلوده کرده است.

rats infesting the sewers; streets that were infested with drugs.

موش‌هایی که فاضلاب‌ها را آلوده کرده‌اند؛ خیابان‌هایی که با مواد مخدر آلوده شده بودند.

don't compost heavily infested plants.

گیاهان آلوده به شدت را کمپوست نکنید.

warehouses infested with rats

انبارهای آلوده به موش

the myths talk about nameless horrors infesting our universe.

افسانه‌ها در مورد وحشت‌های بی‌نامی صحبت می‌کنند که جهان ما را آلوده کرده‌اند.

She was forced to live in a cockroach-infested house.

او مجبور شد در خانه‌ای که پر از سوسک بود زندگی کند.

related to or infested with of transmitting parasitic worms especially filaria.

مرتبط با یا آلوده به انتقال کرم های انگل، به ویژه فیلااریا.

Delusional parasitosis is a form of psychosis in which sufferers hold a delusional belief they are infested with parasites.

پارازیتوز توهمی نوعی روان پریشی است که در آن افراد به طور وسواس‌گونه باور دارند که به انگل آلوده شده‌اند.

STEP 7: Don't spearfish. Or, if you really want to, at least spearfish in shark-infested waters. You know, to even the odds a bit.

مرحله 7: ماهیگیری با نیزه نکنید. یا اگر واقعاً می‌خواهید، حداقل در آب‌های آلوده به کوسه ماهیگیری کنید. می‌دانید، کمی شانس را متعادل کنید.

A wingless,odorous insect(Cimex lectularius)with a flat,reddish body that infests dwellings and bedding and feeds on human blood.

یک حشره بدون بال، معطر (Cimex lectularius) با بدنی صاف و قرمز رنگ که خانه‌ها و بسترها را آلوده می‌کند و از خون انسان تغذیه می‌کند.

Anyone living near a jetport—or even trying to do so—suffers, as does anyone whose home is near a highway infested with heavy-duty trucks.

هر کسی که در نزدیکی یک فرودگاه جت زندگی می‌کند - یا حتی سعی می‌کند این کار را انجام دهد - رنج می‌برد، همانطور که هر کسی که خانه‌اش در نزدیکی یک بزرگراه آلوده به کامیون‌های سنگین است.

As a rule the swine infested with the lungworms carrying the "masked virus" did not develop swine influenza immediately upon infestation with the lungworm.

به طور کلی، خوک‌هایی که به کرم‌های ریوی آلوده بودند و حامل «ویروس پوشانده شده» بلافاصله پس از آلودگی به کرم ریوی دچار آنفولانزای خوکی نشدند.

After exogenous MJA treatment, the variation of the terpene volatiles in the conelet and cone were the same as the infested conelcets and cones, but the varying extents were not very high.

پس از درمان با MJA خارجی، تغییر ترکیبات فرار ترپن در مخروطچه و مخروط مانند مخروطچه‌ها و مخروط‌های آلوده بود، اما میزان تغییرات خیلی زیاد نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید