inundate

[ایالات متحده]/ˈɪnʌndeɪt/
[بریتانیا]/ˈɪnʌndeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. غلبه کردن؛ سیلاب آوردن؛ غرق کردن؛ هجوم آوردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریinundating
شکل سوم شخص مفردinundates
قسمت سوم فعلinundated
زمان گذشتهinundated

عبارات و ترکیب‌ها

inundate with information

آغشته کردن با اطلاعات

inundate with requests

آغشته کردن با درخواست‌ها

جملات نمونه

We were inundated with applications for the job.

ما با سیل درخواست‌ها برای شغل مواجه بودیم.

we've been inundated with complaints from listeners.

ما با سیل شکایات از شنوندگان مواجه بوده‌ایم.

The theater was inundated with requests for tickets.

تئاتر با درخواست‌ها برای بلیط مواجه بود.

the islands may be the first to be inundated as sea levels rise.

جزایر ممکن است اولین جزایری باشند که با افزایش سطح دریاها دچار آب گرفتگی شوند.

We have been inundated with every bit of information imaginable.

ما با هر ذره اطلاعاتی که قابل تصور است، غرق شده‌ایم.

The company office was inundated with telegrams of congratulations on the tenth anniversary of its foundation.

دفتر شرکت با تبریکات تلفنی به مناسبت دهمین سالگرد تأسیس آن غرق شد.

Halosere A plant community in a succession that starts on land periodically inundated by the sea. Haloseres include salt-and flooding-tolerant pioneer communities on mudflats and saltmarshes.

هالوسر یک اجتماع گیاهی در یک توالی که در خشکی به طور دوره‌ای توسط دریا آب‌گرفتگی می‌شود. هالوسرها شامل جوامع پیشگام مقاوم به نمک و سیل در مناطق رسوبی و مرداب‌های نمکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید