influjo

[ایالات متحده]/ˈɪnfluːhəʊ/
[بریتانیا]/ˈɪnfluːhoʊ/

ترجمه

n. تأثیر؛ جریان

جملات نمونه

the influx of tourists increases during summer.

ورود گردشگران در طول تابستان افزایش می‌یابد.

the capital inflow strengthens the economy.

جذب سرمایه به تقویت اقتصاد کمک می‌کند.

the flow of information through the network is constant.

جریان اطلاعات از طریق شبکه دائمی است.

blood flow affects overall health.

جریان خون بر سلامت کلی تأثیر می‌گذارد.

the migration flow has increased this year.

جریان مهاجرت امسال افزایش یافته است.

money flow controls inflation rates.

جریان پول بر نرخ تورم کنترل دارد.

the human flow through the city center is dense.

جریان افراد از طریق مرکز شهر متراکم است.

trade flow promotes international relations.

جریان تجارت روابط بین‌المللی را ترویج می‌کند.

the electromagnetic flux generates energy.

شار الکترومغناطیسی انرژی تولید می‌کند.

sap flow in trees follows seasonal patterns.

جریان شیره در درختان از الگوهای فصلی پیروی می‌کند.

the influx of refugees requires humanitarian response.

ورود آوارگان نیاز به پاسخگویی بشردوستانه دارد.

cultural flow shapes national identity.

جریان فرهنگی هویت ملی را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید