very cleverly masked emotions.
احساسات به طرز بسیار ماهرانهای پنهان شدهاند.
She cleverly insinuated herself into his family.
او به طرز ماهرانهای خود را وارد خانواده او کرد.
The illustrations were cleverly tied in with the text.
تصاویر به طرز هوشمندانه ای با متن گره خورده بودند.
He cleverly tricked his captors.
او به طرز ماهرانهای جلوی اسیرانش را گرفت.
His ideas were cleverly put.
ایدههای او به طرز هوشمندانه ای بیان شدند.
A number of well-known public characters were cleverly hit off by the entertainer.
تعدادی از شخصیتهای عمومی شناخته شده توسط سرگرمکننده به طرز ماهرانهای تقلید شدند.
The cleverly designed speech lashed the audience into a frenzy.
سخنرانی به طرز هوشمندانه طراحی شده مخاطبان را به جنون کشاند.
He dodged cleverly when she threw her sabot at him.
او با مهارت از پرتاب شدن صندل به سمتش جاخالی کشید.
He dodged cleverly when she threw her shoe at him.
او با مهارت از پرتاب شدن کفش به سمتش جاخالی کشید.
All jests aside, we're in big trouble. Awitticism is a witty, usually cleverly phrased remark:
به غیر از شوخیها، ما در وضعیت وخیمی هستیم. یک طعنه، معمولاً یک اظهار نظر بامزه و به طور معمول به طرز هوشمندانه ای بیان شده است:
It has been described as work that “relies on geometry and symmetry, fusing curvilinear shapes into pixilated, cleverly impressionistic jigsaw puzzles”.
این اثر به عنوان کاری توصیف شده است که "به هندسه و تقارن متکی است و اشکال منحنی را به طور هوشمندانه و با الهام از پازل های تصویری پیکسلی ترکیب می کند."
very cleverly masked emotions.
احساسات به طرز بسیار ماهرانهای پنهان شدهاند.
She cleverly insinuated herself into his family.
او به طرز ماهرانهای خود را وارد خانواده او کرد.
The illustrations were cleverly tied in with the text.
تصاویر به طرز هوشمندانه ای با متن گره خورده بودند.
He cleverly tricked his captors.
او به طرز ماهرانهای جلوی اسیرانش را گرفت.
His ideas were cleverly put.
ایدههای او به طرز هوشمندانه ای بیان شدند.
A number of well-known public characters were cleverly hit off by the entertainer.
تعدادی از شخصیتهای عمومی شناخته شده توسط سرگرمکننده به طرز ماهرانهای تقلید شدند.
The cleverly designed speech lashed the audience into a frenzy.
سخنرانی به طرز هوشمندانه طراحی شده مخاطبان را به جنون کشاند.
He dodged cleverly when she threw her sabot at him.
او با مهارت از پرتاب شدن صندل به سمتش جاخالی کشید.
He dodged cleverly when she threw her shoe at him.
او با مهارت از پرتاب شدن کفش به سمتش جاخالی کشید.
All jests aside, we're in big trouble. Awitticism is a witty, usually cleverly phrased remark:
به غیر از شوخیها، ما در وضعیت وخیمی هستیم. یک طعنه، معمولاً یک اظهار نظر بامزه و به طور معمول به طرز هوشمندانه ای بیان شده است:
It has been described as work that “relies on geometry and symmetry, fusing curvilinear shapes into pixilated, cleverly impressionistic jigsaw puzzles”.
این اثر به عنوان کاری توصیف شده است که "به هندسه و تقارن متکی است و اشکال منحنی را به طور هوشمندانه و با الهام از پازل های تصویری پیکسلی ترکیب می کند."
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید