ingratiates himself
خود را چاپ میگرداند
ingratiates with others
خود را با دیگران چاپ میگرداند
ingratiates to management
خود را با مدیریت چاپ میگرداند
ingratiates to peers
خود را با همکاران چاپ میگرداند
ingratiates with clients
خود را با مشتریان چاپ میگرداند
ingratiates with friends
خود را با دوستان چاپ میگرداند
ingratiates for attention
برای جلب توجه خود را چاپ میگرداند
ingratiates to authority
خود را با مقامات چاپ میگرداند
ingratiates for favors
برای منت خود را چاپ میگرداند
ingratiates for approval
برای تایید خود را چاپ میگرداند
he ingratiates himself with his boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع با رئیس خود چاپلوسی میکند.
she ingratiates her way into the social circle.
او با چاپلوسی وارد حلقه اجتماعی میشود.
the student ingratiates himself with the teacher for better grades.
دانشجو برای گرفتن نمرات بهتر با معلم خود چاپلوسی میکند.
he often ingratiates with influential people to advance his career.
او اغلب برای پیشرفت شغلی با افراد влиятельный چاپلوسی میکند.
she ingratiates herself with the committee members to gain support.
او برای کسب حمایت با اعضای کمیته چاپلوسی میکند.
he ingratiates himself by complimenting everyone around him.
او با تعریف و تمجید از همه اطرافیان خود چاپلوسی میکند.
she ingratiates herself with the staff to ensure a smooth event.
او برای اطمینان از برگزاری یک رویداد بدون مشکل با کارکنان چاپلوسی میکند.
ingratiates himself
خود را چاپ میگرداند
ingratiates with others
خود را با دیگران چاپ میگرداند
ingratiates to management
خود را با مدیریت چاپ میگرداند
ingratiates to peers
خود را با همکاران چاپ میگرداند
ingratiates with clients
خود را با مشتریان چاپ میگرداند
ingratiates with friends
خود را با دوستان چاپ میگرداند
ingratiates for attention
برای جلب توجه خود را چاپ میگرداند
ingratiates to authority
خود را با مقامات چاپ میگرداند
ingratiates for favors
برای منت خود را چاپ میگرداند
ingratiates for approval
برای تایید خود را چاپ میگرداند
he ingratiates himself with his boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع با رئیس خود چاپلوسی میکند.
she ingratiates her way into the social circle.
او با چاپلوسی وارد حلقه اجتماعی میشود.
the student ingratiates himself with the teacher for better grades.
دانشجو برای گرفتن نمرات بهتر با معلم خود چاپلوسی میکند.
he often ingratiates with influential people to advance his career.
او اغلب برای پیشرفت شغلی با افراد влиятельный چاپلوسی میکند.
she ingratiates herself with the committee members to gain support.
او برای کسب حمایت با اعضای کمیته چاپلوسی میکند.
he ingratiates himself by complimenting everyone around him.
او با تعریف و تمجید از همه اطرافیان خود چاپلوسی میکند.
she ingratiates herself with the staff to ensure a smooth event.
او برای اطمینان از برگزاری یک رویداد بدون مشکل با کارکنان چاپلوسی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید