appeases

[ایالات متحده]/əˈpiːz/
[بریتانیا]/əˈpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را آرام کردن یا تسکین دادن؛ برآورده کردن خواسته‌های یک شخص، به ویژه به منظور جلوگیری از درگیری.

عبارات و ترکیب‌ها

appeases the crowd

خشنود کردن جمعیت

appeases their hunger

گسترش گرسنگی آنها

appeases the critics

خشنود کردن منتقدان

appeases his conscience

آرام کردن وجدان او

appeases the shareholders

خشنود کردن سهامداران

جملات نمونه

the manager appeases the angry customers with discounts.

مدیر با ارائه تخفیف، مشتریان عصبانی را آرام می‌کند.

she appeases her children with toys when they are upset.

او با دادن اسباب‌بازی به فرزندانش، آن‌ها را آرام می‌کند وقتی ناراحت هستند.

the government appeases the public by addressing their concerns.

دولت با رسیدگی به نگرانی‌های آن‌ها، مردم را آرام می‌کند.

he appeases his conscience by volunteering every weekend.

او با داوطلب شدن آخر هفته‌ها، وجدان خود را آرام می‌کند.

the teacher appeases the students with extra credit opportunities.

معلم با ارائه فرصت‌های اعتبار اضافی، دانش‌آموزان را آرام می‌کند.

to calm the situation, she appeases her friend with a heartfelt apology.

برای آرام کردن اوضاع، او با یک عذرخواهی صمیمانه دوست خود را آرام می‌کند.

the ceo appeases shareholders by promising better returns.

مدیرعامل با وعده بازدهی بهتر، سهامداران را آرام می‌کند.

he appeases his fears by preparing thoroughly for the exam.

او با آمادگی کامل برای امتحان، ترس‌های خود را آرام می‌کند.

the coach appeases the players by ensuring fair play.

مربی با اطمینان از رعایت قوانین، بازیکنان را آرام می‌کند.

she appeases her guilt by making amends with her friend.

او با جبران اشتباهاتش، احساس گناه خود را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید