vacates

[ایالات متحده]/veɪˈkeɪts/
[بریتانیا]/veɪˈkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترک کردن مکانی که قبلاً در آن بود؛ خالی کردن؛ استعفا دادن از یک موقعیت؛ واگذار کردن یک موقعیت یا امتیاز

عبارات و ترکیب‌ها

vacates the premises

ترک محل

vacates the position

ترک سمت

vacates the seat

ترک جایگاه

vacates the area

ترک منطقه

vacates the room

ترک اتاق

vacates the building

ترک ساختمان

vacates the lot

ترک زمین

vacates the field

ترک زمین

vacates the space

ترک فضا

vacates the contract

فسخ قرارداد

جملات نمونه

the tenant vacates the apartment at the end of the month.

مستاج آپارتمان را در پایان ماه تخلیه می‌کند.

she vacates her position to pursue other opportunities.

او جایگاه خود را برای دنبال کردن فرصت‌های دیگر ترک می‌کند.

when he vacates the chair, i will take his place.

وقتی او صندلی را ترک می‌کند، من جای او را می‌گیرم.

the hotel vacates its rooms for the upcoming events.

هتل اتاق‌های خود را برای رویدادهای آینده تخلیه می‌کند.

she vacates her schedule to help her friend.

او برنامه خود را برای کمک به دوستش آزاد می‌کند.

the company vacates the office for renovation.

شرکت دفتر را برای بازسازی تخلیه می‌کند.

he vacates his seat for the elderly passenger.

او جای خود را به مسافر مسن می‌دهد.

they vacate the premises after the lease ends.

آنها پس از پایان اجاره ملک را تخلیه می‌کنند.

she vacates her responsibilities to focus on her health.

او مسئولیت‌های خود را برای تمرکز بر سلامتی‌اش رها می‌کند.

after the meeting, he vacates the conference room.

پس از جلسه، او اتاق کنفرانس را ترک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید