the doctor is inoculating children against measles.
پزشک کودکان را در برابر اسکار را واکسیناسیون میکند.
health workers are mass inoculating the population.
کارکنان بهداشت جمعیت را واکسیناسیون میکنند.
they started inoculating the village with the new vaccine.
آنها با واکسن جدید شروع به واکسیناسیون روستا کردهاند.
the campaign aims at inoculating everyone over 65.
این حمله به هدف واکسیناسیون همه افراد بالای ۶۵ سالی قرار دارد.
schools are inoculating students against influenza.
مدرسهها دانشآموزان را در برابر گریپ واکسیناسیون میکنند.
researchers are inoculating volunteers with the experimental treatment.
پژوهشگران داوطلبان را با درمان تجربی واکسیناسیون میکنند.
the nurse continued inoculating patients throughout the day.
پرستار در طول روز واکسیناسیون بیماران را ادامه داد.
scientists are inoculating cell cultures with the virus.
دانشمندان با ویروس فرهنگهای سلولی را واکسیناسیون میکنند.
farmers are inoculating crops against fungal infections.
کشاورزان محصولات را در برابر عفونتهای قارچی واکسیناسیون میکنند.
the program is inoculating communities in remote areas.
این برنامه جوامع در مناطق دورافتاده را واکسیناسیون میکند.
doctors recommend inoculating infants at an early age.
پزشکان توصیه میکنند که نوزادان را در سن زودبازی واکسیناسیون کنید.
the clinic is inoculating healthcare workers first.
کلینیک اولین کار را با کارکنان بهداشت واکسیناسیون میکند.
the doctor is inoculating children against measles.
پزشک کودکان را در برابر اسکار را واکسیناسیون میکند.
health workers are mass inoculating the population.
کارکنان بهداشت جمعیت را واکسیناسیون میکنند.
they started inoculating the village with the new vaccine.
آنها با واکسن جدید شروع به واکسیناسیون روستا کردهاند.
the campaign aims at inoculating everyone over 65.
این حمله به هدف واکسیناسیون همه افراد بالای ۶۵ سالی قرار دارد.
schools are inoculating students against influenza.
مدرسهها دانشآموزان را در برابر گریپ واکسیناسیون میکنند.
researchers are inoculating volunteers with the experimental treatment.
پژوهشگران داوطلبان را با درمان تجربی واکسیناسیون میکنند.
the nurse continued inoculating patients throughout the day.
پرستار در طول روز واکسیناسیون بیماران را ادامه داد.
scientists are inoculating cell cultures with the virus.
دانشمندان با ویروس فرهنگهای سلولی را واکسیناسیون میکنند.
farmers are inoculating crops against fungal infections.
کشاورزان محصولات را در برابر عفونتهای قارچی واکسیناسیون میکنند.
the program is inoculating communities in remote areas.
این برنامه جوامع در مناطق دورافتاده را واکسیناسیون میکند.
doctors recommend inoculating infants at an early age.
پزشکان توصیه میکنند که نوزادان را در سن زودبازی واکسیناسیون کنید.
the clinic is inoculating healthcare workers first.
کلینیک اولین کار را با کارکنان بهداشت واکسیناسیون میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید