innovated

[ایالات متحده]/ˈɪnəveɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɪnəveɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایده‌ها، روش‌ها یا محصولات جدید را معرفی کرد

عبارات و ترکیب‌ها

innovated technology

فناوری نوآورانه

innovated solutions

راه حل های نوآورانه

innovated products

محصولات نوآورانه

innovated methods

روش های نوآورانه

innovated processes

فرآیندهای نوآورانه

innovated ideas

ایده های نوآورانه

innovated designs

طرح های نوآورانه

innovated strategies

استراتژی های نوآورانه

innovated systems

سیستم های نوآورانه

innovated services

خدمات نوآورانه

جملات نمونه

the company innovated a new software solution.

شرکت یک راه حل نرم افزاری جدید نوآوری کرد.

she innovated in the field of renewable energy.

او در زمینه انرژی های تجدیدپذیر نوآوری کرد.

they innovated their marketing strategy to attract more customers.

آنها استراتژی بازاریابی خود را برای جذب مشتریان بیشتر نوآوری کردند.

he innovated the design of the product to improve functionality.

او طراحی محصول را برای بهبود عملکرد نوآوری کرد.

the team innovated a faster production process.

تیم یک فرآیند تولید سریعتر نوآوری کرد.

our researchers innovated a method for data analysis.

محققان ما یک روش برای تجزیه و تحلیل داده ها نوآوری کردند.

the startup innovated by using artificial intelligence.

شرکت نوپا با استفاده از هوش مصنوعی نوآوری کرد.

he innovated the way we think about education.

او روشی که ما در مورد آموزش فکر می کنیم را نوآوری کرد.

the chef innovated the traditional recipe with modern techniques.

آشپز دستور العمل سنتی را با استفاده از تکنیک های مدرن نوآوری کرد.

they innovated their approach to customer service.

آنها رویکرد خود را به خدمات مشتریان نوآوری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید