reverted

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈvɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت یا شرایط قبلی بازگشتن; بازگرداندن یا احیا کردن; به موقعیت قبلی بازگشتن; (قانون) چیزی را بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

reverted back

بازگشت

reverted changes

تغییرات بازگشت داده شد

reverted decision

تصمیم لغو شد

reverted settings

تنظیمات بازگردانی شد

reverted version

نسخه بازگردانی شد

reverted policy

سیاست لغو شد

reverted status

وضعیت بازگردانی شد

reverted file

فایل بازگردانی شد

reverted state

وضعیت بازگردانی شد

reverted action

اقدام لغو شد

جملات نمونه

the system was reverted to its previous state.

سیستم به حالت قبلی بازگردانده شد.

after the update, the settings were reverted automatically.

پس از به‌روزرسانی، تنظیمات به‌طور خودکار بازگردانده شدند.

she reverted to her old habits after the vacation.

او پس از تعطیلات به عادت‌های قدیمی خود بازگشت.

the changes were reverted due to user complaints.

تغییرات به دلیل شکایات کاربران بازگردانده شدند.

he reverted to his original plan after reconsideration.

او پس از بررسی مجدد به طرح اصلی خود بازگشت.

the document was reverted to the last saved version.

سند به آخرین نسخه ذخیره شده بازگردانده شد.

after the error, the software reverted to the default settings.

پس از خطا، نرم‌افزار به تنظیمات پیش‌فرض بازگردانده شد.

she reverted back to her former position in the company.

او دوباره به سمت قبلی خود در شرکت بازگشت.

the policy was reverted after public feedback.

سیاست پس از بازخورد عمومی بازگردانده شد.

he reverted to his childhood dreams of becoming an artist.

او به رویاهای دوران کودکی خود برای تبدیل شدن به یک هنرمند بازگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید