inscribable

[ایالات متحده]/ɪnˈskrɪbəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈskrɪbəbl/

ترجمه

adj. قابلیت حکاکی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

inscribable love

عشق قابل درج

inscribable beauty

زیبایی قابل درج

inscribable joy

شادی قابل درج

inscribable moment

لحظه قابل درج

inscribable experience

تجربه قابل درج

inscribable memory

خاطره قابل درج

inscribable passion

اشتیاق قابل درج

inscribable spirit

روح قابل درج

inscribable journey

سفر قابل درج

inscribable truth

حقیقت قابل درج

جملات نمونه

the beauty of the sunset was inscribable in my memory.

زیبایی غروب خورشید در خاطره من قابل ثبت بود.

some emotions are too deep to be inscribable.

برخی از احساسات آنقدر عمیق هستند که قابل ثبت نیستند.

the artist created an inscribable masterpiece.

هنرمند یک شاهکار قابل ثبت خلق کرد.

her kindness left an inscribable impact on my life.

مهربانی او تأثیر قابل ثبت و ماندگاری بر زندگی من گذاشت.

they shared an inscribable bond that lasted a lifetime.

آنها پیوندی قابل ثبت داشتند که یک عمر دوام آورد.

the experience was so profound it felt inscribable.

تجربه آنقدر عمیق بود که احساس می‌شد قابل ثبت است.

her laughter was inscribable, echoing in my heart.

خنده‌اش قابل ثبت بود، در قلبم طنین‌انداز بود.

he made an inscribable impression during the interview.

او در طول مصاحبه تأثیری قابل ثبت گذاشت.

the joy of that moment was inscribable.

شادی آن لحظه قابل ثبت بود.

some memories are inscribable, forever etched in our hearts.

برخی از خاطرات قابل ثبت هستند، برای همیشه در قلب ما حک شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید