insentient being
وجود غیر احساس کننده
insentient object
شیء غیر احساس کننده
insentient matter
ماده غیر احساس کننده
insentient life
زندگی غیر احساس کننده
insentient force
نیروی غیر احساس کننده
insentient entity
واحدهای غیر احساس کننده
insentient machine
ماشین غیر احساس کننده
insentient nature
طبیعت غیر احساس کننده
insentient substance
ماده غیر احساس کننده
insentient existence
وجود غیر احساس کننده
the insentient objects around us can often go unnoticed.
اشیای بیاحساس اطراف ما اغلب میتوانند نادیده گرفته شوند.
it’s fascinating how insentient materials can be shaped into art.
جالب است که چگونه مواد بیاحساس را میتوان به هنر تبدیل کرد.
even insentient machines can perform complex tasks.
حتی ماشینهای بیاحساس نیز میتوانند وظایف پیچیدهای را انجام دهند.
her insentient gaze revealed nothing about her feelings.
نگاه بیاحساس او هیچ چیز در مورد احساساتش نشان نداد.
insentient objects cannot express emotions like living beings.
اشیای بیاحساس نمیتوانند احساساتی مانند موجودات زنده بیان کنند.
he felt a strange connection to the insentient stone.
او ارتباط عجیبی با سنگ بیاحساس احساس کرد.
insentient nature can still inspire deep thoughts.
طبیعت بیاحساس هنوز هم میتواند الهامبخش افکار عمیق باشد.
the insentient landscape stretched endlessly before them.
منظره بیاحساس به طور نامحدودی در برابر آنها گسترده بود.
inanimate, insentient objects can hold great significance.
اشیای بیجان و بیاحساس میتوانند اهمیت زیادی داشته باشند.
even insentient things can tell stories through their history.
حتی چیزهای بیاحساس نیز میتوانند از طریق تاریخ خود داستانهایی را بیان کنند.
insentient being
وجود غیر احساس کننده
insentient object
شیء غیر احساس کننده
insentient matter
ماده غیر احساس کننده
insentient life
زندگی غیر احساس کننده
insentient force
نیروی غیر احساس کننده
insentient entity
واحدهای غیر احساس کننده
insentient machine
ماشین غیر احساس کننده
insentient nature
طبیعت غیر احساس کننده
insentient substance
ماده غیر احساس کننده
insentient existence
وجود غیر احساس کننده
the insentient objects around us can often go unnoticed.
اشیای بیاحساس اطراف ما اغلب میتوانند نادیده گرفته شوند.
it’s fascinating how insentient materials can be shaped into art.
جالب است که چگونه مواد بیاحساس را میتوان به هنر تبدیل کرد.
even insentient machines can perform complex tasks.
حتی ماشینهای بیاحساس نیز میتوانند وظایف پیچیدهای را انجام دهند.
her insentient gaze revealed nothing about her feelings.
نگاه بیاحساس او هیچ چیز در مورد احساساتش نشان نداد.
insentient objects cannot express emotions like living beings.
اشیای بیاحساس نمیتوانند احساساتی مانند موجودات زنده بیان کنند.
he felt a strange connection to the insentient stone.
او ارتباط عجیبی با سنگ بیاحساس احساس کرد.
insentient nature can still inspire deep thoughts.
طبیعت بیاحساس هنوز هم میتواند الهامبخش افکار عمیق باشد.
the insentient landscape stretched endlessly before them.
منظره بیاحساس به طور نامحدودی در برابر آنها گسترده بود.
inanimate, insentient objects can hold great significance.
اشیای بیجان و بیاحساس میتوانند اهمیت زیادی داشته باشند.
even insentient things can tell stories through their history.
حتی چیزهای بیاحساس نیز میتوانند از طریق تاریخ خود داستانهایی را بیان کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید