inshore

[ایالات متحده]/ɪn'ʃɔː/
[بریتانیا]/ɪn'ʃɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نزدیک به ساحل; به سمت خشکی
adv. نزدیک به ساحل; به سمت خشکی

عبارات و ترکیب‌ها

inshore waters

آب‌های ساحلی

inshore fishing

ماهیتگیری ساحلی

inshore currents

جریانات ساحلی

جملات نمونه

inshore waters around Shetland.

آب‌های ساحلی در اطراف شتلند

birds heading inshore to their breeding sites.

پرندگان به سمت سواحل می روند تا به مکان های تولید مثل خود بروند.

The inshore fishing industry is an important part of the local economy.

صنعت ماهیگیری ساحلی بخش مهمی از اقتصاد محلی است.

Many species of fish can be found in inshore waters.

بسیاری از گونه‌های ماهی را می‌توان در آب‌های ساحلی یافت.

Surfers enjoy the waves in inshore areas.

غواصان از امواج در مناطق ساحلی لذت می‌برند.

Inshore navigation requires careful attention to shallow waters.

ناوبری ساحلی نیاز به توجه دقیق به آب‌های کم‌عمق دارد.

The inshore breeze brought relief from the heat.

نسیم ساحلی از گرما رهایی بخشید.

Inshore habitats are crucial for the survival of many marine species.

زیستگاه‌های ساحلی برای بقای بسیاری از گونه‌های دریایی حیاتی هستند.

The inshore waters are teeming with marine life.

آب‌های ساحلی مملو از حیات دریایی هستند.

Inshore development must be balanced with environmental conservation efforts.

توسعه ساحلی باید با تلاش‌های حفظ محیط زیست متعادل شود.

The inshore area is popular for recreational activities like swimming and snorkeling.

منطقه ساحلی برای فعالیت‌های تفریحی مانند شنا و غواصی محبوب است.

Many coastal communities rely on inshore fishing for their livelihood.

بسیاری از جوامع ساحلی برای کسب روزی خود به ماهیگیری ساحلی متکی هستند.

نمونه‌های واقعی

We are working on establishing an ocean-based inshore kelp farm.

ما در حال تلاش برای ایجاد یک مزرعه کلپ ساحلی مبتنی بر اقیانوس هستیم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

There were only three boats in sight now and they showed very low and far inshore.

حالا فقط سه قایق در دیدرس بودند و بسیار پایین و نزدیک ساحل دیده می‌شدند.

منبع: The Old Man and the Sea

(d) (i) A vessel shall not use an inshore traffic zone when she can safely use the appropriate traffic lane within the adjacent traffic separation scheme.

یک کشتی نباید از یک منطقه ترافیکی ساحلی استفاده کند، زمانی که بتواند به طور ایمن از مسیر ترافیکی مناسب در طرح تفکیک ترافیکی مجاور استفاده کند.

منبع: Practical English for Ship Pilots

The four men lifted their paddles and the handsome young chief swam inshore; as his feet touched the line where sea and land met he was transformed into stone.

چهار مرد پاروهای خود را بلند کردند و رئیس جوان خوش‌تیپ به سمت ساحل شنا کرد؛ وقتی پاهایش به خطی که دریا و زمین به هم می‌رسیدند برخورد کرد، به سنگ تبدیل شد.

منبع: Vancouver Legend

And chart a way forward, say: How do we go from the existing six-billion-dollar-a-year, inshore seaweed industry, to this new form of industry, which has got so much potential, but will require large amounts of investment?

و یک راه پیش رو ترسیم کنید، بگویید: چگونه از صنعت کلپ ساحلی فعلی که سالانه شش میلیارد دلار ارزش دارد، به این شکل جدید از صنعت که پتانسیل زیادی دارد اما به سرمایه‌گذاری زیادی نیاز دارد، برویم؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And this is the reason why the rock-pools are always so neat and clean; because the water-babies come inshore after every storm to sweep them out, and comb them down, and put them all to rights again.

و به همین دلیل است که استخر‌های صخره‌ای همیشه آنقدر مرتب و تمیز هستند؛ زیرا موجودات آبی پس از هر طوفانی به سمت ساحل می‌آیند تا آن‌ها را جارو کنند، آن‌ها را مرتب کنند و همه چیز را دوباره به حالت اول بازگردانند.

منبع: Water Child

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید