insighted

[ایالات متحده]/ˈɪnsaɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɪnsaɪtɪd/

ترجمه

adj. دارای درک عمیق؛ درک‌گر

جملات نمونه

the consultant offered an insighted analysis of the market trends in our quarterly report.

کonsultant یک تحلیل درخور توجه از روی روندهای بازار در گزارش فصلی ما ارائه داد.

her insighted perspective helped the team identify hidden risks before the launch.

نگاه درخور توجه او به تیم کمک کرد تا قبل از رونمایی خطرات پنهان را شناسایی کنند.

we need an insighted approach to customer feedback, not just raw numbers.

ما به یک رویکرد درخور توجه در مورد بازخورد مشتریان نیاز داریم، نه فقط اعداد خام.

he delivered an insighted report with clear recommendations for the next steps.

او یک گزارش درخور توجه ارائه داد که پیشنهادات واضحی برای مراحل بعدی داشت.

the panel praised her insighted comments during the discussion.

پنل در حین بحث نظرات درخور توجه او را ستایش کرد.

an insighted review of the process revealed bottlenecks we had overlooked.

بررسی درخور توجه فرآیند نشان داد که گزاقه‌هایی که ما از آن‌ها غافل شده بودیم.

his insighted observations about workplace culture sparked meaningful changes.

مشاهده‌های درخور توجه او درباره فرهنگ کاری تغییرات مفیدی را ایجاد کرد.

they wrote an insighted summary that captured both strengths and weaknesses.

آن‌ها یک خلاصه درخور توجه نوشتند که هر دو نقاط قوت و ضعف را شامل می‌شد.

the journalist provided an insighted account of the event’s broader impact.

نویسنده گزارشی درخور توجه از تأثیر گسترده‌تر رویداد ارائه داد.

our mentor gave an insighted critique that improved the final draft.

مربی ما یک نقد درخور توجه ارائه داد که نسخه نهایی را بهبود بخشید.

her insighted guidance on negotiation strategies saved us time and money.

راهنمایی درخور توجه او در مورد استراتژی‌های مذاکره زمان و پول ما را صرفه‌جویی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید