insignia

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪɡniə/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪɡniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشان، نشان رسمی
Word Forms
جمعinsignias

عبارات و ترکیب‌ها

official insignia

نشان رسمی

military insignia

نشانه‌های نظامی

insignia of rank

نشان رتبه

جملات نمونه

the royal insignia of Scotland.

نشان سلطنتی اسکاتلند

The insignia was visible on the wingtip.

نشان روی نوک بال قابل مشاهده بود.

a blue insignia on a field of red.

یک نشان آبی بر روی زمینه قرمز.

they left eternally inert blooms, the insignia of melancholy.

آنها گل‌های بی‌حرکت و ابدی را ترک کردند، نشانه‌ای از غم.

symptoms indicative of anemia; an insignia indicative of high rank.

علائمی که نشان دهنده کم خونی هستند؛ نشانه‌ای از رتبه بالا.

There are five insignia on various parts of the plane.

پنج نشان در قسمت های مختلف هواپیما وجود دارد.

He desired not the purple and the fasces, the insignia of vulgar command.

او نه بنفش و نه نشان های فرماندهی عامیانه را نمی خواست.

The basic uniform, so called battledress consisted of woolen khaki blouse with insignia and the same kind of trousers worn along with black leather boots with gaiters.

لباس اصلی، به اصطلاح لباس رزمی، از یک بلوز خاکی پشمی با نشان و همان نوع شلوار که همراه با چکمه‌های چرمی سیاه و گتر پوشیده می‌شد، تشکیل شده بود.

نمونه‌های واقعی

Survivors recall officers with the unit's insignia visiting and seeing the conditions.

بازماندگان به یاد دارند که افسران واحد با نشان خود از آنها بازدید کرده و شرایط را دیده اند.

منبع: New York Times

Could be some kind of gang insignia.

ممکن است نوعی نشان گروه باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Mr. Wolf denied claims the security officers had no identification and insisted they were wearing police insignia.

آقای گرگ ادعا کرد که افسران امنیتی هیچ شناسایی نداشتند و اصرار داشتند که نشان پلیس به تن دارند.

منبع: BBC Listening Collection July 2020

The soldiers inside them, as you said, wear these plain green uniforms, no insignia.

نظامیانی که در داخل آنها هستند، همانطور که شما گفتید، این لباس های سبز ساده را می پوشند، هیچ نشانی وجود ندارد.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

Domitia I has met another ten year old also decked out in the insignia of betrothal.

Domitia I با یک کودک ده ساله دیگر که با نشان نامزدی نیز تزئین شده است، ملاقات کرده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Just look for " insignia" , " military insignia" .

فقط به دنبال "نشان"، "نشان نظامی" بگردید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

His uniform was torn where someone had ripped off his insignia.

لباسش پاره شده بود، جایی که کسی نشان او را پاره کرده بود.

منبع: "Dune" audiobook

Adorned with thorns and emitting ethereal light, it became an insignia of monastic love.

با خار تزئین شده و با نور غیر مادی ساطع می شد، به نشانه‌ای از عشق صومانی تبدیل شد.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2019 Collection

Their coats were unbuttoned, and she could see the red-collar insignia on their army uniforms.

کت های آنها باز بود و او می توانست نشان یقه قرمز را بر روی لباس های ارتش آنها ببیند.

منبع: The Three-Body Problem I

The Sardaukar reached down, cut the red hawk insignia from Leto's uniform.

ساردوکار دستش را پایین آورد و نشان باز قرمز را از لباس لتو جدا کرد.

منبع: "Dune" audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید