insist

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪst/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بر روی یک بیانیه یا باور ایستادگی کردن، تأکید کردن
vi. بر روی یک بیانیه یا باور ایستادگی کردن، تأکید کردن
Word Forms
زمان گذشتهinsisted
صفت یا فعل حال استمراریinsisting
شکل سوم شخص مفردinsists
قسمت سوم فعلinsisted

عبارات و ترکیب‌ها

insist on

اصرار بر

strongly insist

به شدت اصرار کنید

insist that

اصرار بر اینکه

insist upon

اصرار بر

جملات نمونه

I insist on quietness.

من اصرار بر سکوت دارم.

insist on indexing the book

اصرار بر فهرست‌نویسی کتاب

insist on sb.'s innocence

اصرار بر معصومیت کسی

insist on being present

اصرار بر حضور داشته باشید

they insist you weigh every single thing.

آنها اصرار دارند شما همه چیز را بسنجید.

We insist that you accept these gifts.

ما اصرار داریم شما این هدایا را بپذیرید.

I must insist we speak privately.

من باید اصرار کنم که ما به صورت خصوصی صحبت کنیم.

I insist that you (should) be present.

من اصرار دارم که شما (باید) حضور داشته باشید.

They insisted that she (should) be invited.

آنها اصرار داشتند که او (باید) دعوت شود.

They insist on sticking to the letter of the law.

آنها اصرار دارند به لایحه قانون پایبند بمانند.

to insist on the importance of being punctual

اصرار بر اهمیت به موقع بودن

We insist on / upon self-reliance.

ما اصرار بر خودکفایی داریم.

I insist on your being there.

من اصرار دارم که شما آنجا باشید.

We insist upon a definite answer.

ما اصرار بر یک پاسخ قطعی داریم.

He insists on discipline in the classroom.

او اصرار دارد که در کلاس انضباط وجود داشته باشد.

I insisted on him going.

من اصرار داشتم که او برود.

The tourists insist on keeping to their plan.

گردشگران اصرار دارند به برنامه خود پایبند بمانند.

The had insisted on a full pictorial coverage of the event.

آنها اصرار داشتند که پوشش تصویری کامل از رویداد وجود داشته باشد.

she insisted that he did not drink to excess.

او اصرار داشت که او به اندازه کافی ننوشد.

a natural aristocrat who insists on the best accommodations.

یک اشراف‌زاده طبیعی که اصرار دارد بهترین امکانات را داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

Certainly, if you insist.- I do insist.

البته، اگر اصرار دارید - من اصرار دارم.

منبع: yp/ymp

I always wonder why he insisted on speed golf; he's a good golfer.

من همیشه تعجب می کنم که چرا او اصرار داشت به گلف سرعت؛ او یک گلف باز خوب است.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

People will insist on giving me books.”

مردم اصرار خواهند کرد به دادن کتاب به من.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Even if he refuses, you must insist.

حتی اگر او امتناع کند، شما باید اصرار کنید.

منبع: Spirited Away Selection

Mrs Bates, I really must insist...-You tricked me!

خانم بیتس، من واقعاً باید اصرار کنم... - شما من را فریب دادید!

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

Competent management would have insisted on canceling the test.

مدیریت شایسته اصرار می کرد که تست لغو شود.

منبع: CHERNOBYL HBO

Well, we're in this predicament because you insist on making everything a fight.

خب، ما در این وضعیت قرار داریم زیرا شما اصرار دارید همه چیز را به یک دعوا تبدیل کنید.

منبع: Out of Control Season 3

Everything that I saw other people do I insisted upon imitating.

هر کاری که دیگران انجام می دادند، من اصرار داشتم تقلید کنم.

منبع: My life

But the group has so far insisted it would fight on.

اما گروه تا کنون اصرار کرده که به مبارزه ادامه خواهد داد.

منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)

Act interested, and he'll nearly insist on being your boyfriend.

ظاهر کن که علاقه مند هستی، و او تقریباً اصرار خواهد کرد که دوست پسر شما باشد.

منبع: Lost Girl Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید