insistently

[ایالات متحده]/in'sistəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که تقاضا یا عزم قوی را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

insistently demanding

با اصرار و درخواست

insistently arguing

با اصرار و بحث کردن

جملات نمونه

She insisted insistently on finishing the project by the end of the week.

او اصرار داشت که پروژه را تا پایان هفته به اتمام برساند.

He kept insisting insistently that he was innocent.

او مدام اصرار داشت که بی‌گناه است.

The customer insistently demanded a refund for the faulty product.

مشتری به طور اصرارآمیز درخواست بازپرداخت برای محصول معیوب کرد.

The child insistently asked for a bedtime story before going to sleep.

کودک اصرار داشت که قبل از خواب یک داستان قبل از خواب بخواهد.

She insistently reminded him to buy groceries on his way home.

او به طور اصرارآمیز به او یادآوری کرد که در مسیر بازگشت به خانه مواد غذایی بخرد.

The teacher insistently requested that the students submit their assignments on time.

معلم به طور اصرارآمیز درخواست کرد که دانش آموزان تکالیف خود را به موقع ارائه دهند.

He insistently argued that the proposal was not feasible.

او اصرار داشت که پیشنهاد امکان پذیر نیست.

The team insistently pushed for a change in the project timeline.

تیم اصرار داشت که تغییر در جدول زمانی پروژه را پیش ببرد.

She insistently refused to accept the offer without a higher salary.

او اصرار داشت که بدون حقوق بیشتر پیشنهاد را نپذیرد.

He insistently insisted on taking the lead in the group project.

او اصرار داشت که رهبری پروژه گروهی را بر عهده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید