insusceptible

[ایالات متحده]/ˌɪnsəˈsɛptəbl/
[بریتانیا]/ˌɪn səˈsɛp tə bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر یا تأثیر قرار نگرفته

عبارات و ترکیب‌ها

insusceptible to change

غیرقابل تغییر

insusceptible to influence

غیرقابل تأثیر

insusceptible to criticism

غیرقابل انتقاد

insusceptible to disease

غیرقابل ابتلا به بیماری

insusceptible to fear

غیرقابل ترس

insusceptible to pressure

غیرقابل فشار

insusceptible to pain

غیرقابل درد

insusceptible to temptation

غیرقابل وسوسه

insusceptible to manipulation

غیرقابل دستکاری

insusceptible to lies

غیرقابل دروغ

جملات نمونه

he seems insusceptible to criticism.

او به نظر می رسد در برابر انتقاد مصون است.

her insusceptible nature makes her a strong leader.

طبیعت مصون او باعث می شود رهبر قوی باشد.

the vaccine made him insusceptible to the disease.

واکسن او را در برابر بیماری مصون کرد.

he is insusceptible to peer pressure.

او در برابر فشار همسالان مصون است.

her insusceptible attitude helped her overcome challenges.

حرف مصون او به او کمک کرد تا بر چالش ها غلبه کند.

they found the material insusceptible to corrosion.

آنها متوجه شدند که این ماده در برابر خوردگی مصون است.

his insusceptible demeanor often confuses others.

رفتار مصون او اغلب دیگران را گیج می کند.

she remained insusceptible to flattery.

او در برابر چاپلوسی مصون ماند.

the dog was insusceptible to the loud noises.

سگ در برابر سر و صداهای بلند مصون بود.

his insusceptible spirit inspired the team.

روحیه مصون او الهام بخش تیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید