intangibles

[ایالات متحده]/[ˌɪnˈtændʒəblz]/
[بریتانیا]/[ˌɪnˈtæn.dʒ.ə.bəlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که نمی‌توان آن‌ها را لمس یا دید؛ ویژگی‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را به صورت پولی ارزیابی کرد؛ ویژگی‌ها یا خصوصیات که اندازه‌گیری آن‌ها دشوار است اما با این حال ارزشمند هستند؛ در کسب و کار، دارایی‌هایی که فیزیکی نیستند اما به ارزش یک شرکت کمک می‌کنند، مانند شهرت برند یا وفاداری مشتری.

عبارات و ترکیب‌ها

intangibles matter

اهمیت غیر محسوسات

assessing intangibles

ارزیابی غیر محسوسات

intangibles value

ارزش غیر محسوسات

intangible assets

دارایی‌های غیر محسوس

intangibles risk

ریسک غیر محسوسات

managing intangibles

مدیریت غیر محسوسات

intangible benefits

مزایای غیر محسوس

intangibles include

غیر محسوسات شامل

identifying intangibles

شناسایی غیر محسوسات

intangibles contribute

غیر محسوسات کمک می‌کنند

جملات نمونه

the company's success wasn't just about financials; there were significant intangibles at play.

موفقیت شرکت تنها به مسائل مالی مربوط نبود؛ عوامل غیرقابل لمس مهمی در جریان بود.

brand reputation and customer loyalty are valuable intangibles for any business.

شهرت برند و وفاداری مشتری، دارایی‌های غیرقابل لمسی ارزشمند برای هر کسب و کاری هستند.

we need to assess the impact of these intangibles on our long-term growth strategy.

ما باید تأثیر این عوامل غیرقابل لمس را بر استراتژی رشد بلندمدت خود ارزیابی کنیم.

employee morale and a positive work environment are key intangibles contributing to productivity.

روحیه کارکنان و محیط کار مثبت، عوامل غیرقابل لمسی کلیدی هستند که به بهره‌وری کمک می‌کنند.

the merger included the transfer of several valuable intangibles, such as patents and trademarks.

ادغام شامل انتقال چندین دارایی غیرقابل لمس ارزشمند، مانند حق اختراع و علائم تجاری بود.

measuring intangibles can be challenging, but it's crucial for a complete business valuation.

اندازه‌گیری عوامل غیرقابل لمس می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما برای ارزیابی کامل کسب و کار ضروری است.

intellectual property rights are important intangibles that protect a company's innovations.

حقوق مالکیت معنوی، عوامل غیرقابل لمسی مهم هستند که از نوآوری‌های یک شرکت محافظت می‌کنند.

the company invested heavily in developing its brand intangibles to gain a competitive edge.

شرکت به طور قابل توجهی در توسعه دارایی‌های غیرقابل لمس برند خود برای به دست آوردن مزیت رقابتی سرمایه‌گذاری کرد.

a strong company culture is a powerful intangible that attracts and retains top talent.

یک فرهنگ شرکت قوی، یک دارایی غیرقابل لمس قدرتمند است که استعدادهای برتر را جذب و حفظ می‌کند.

despite the lack of tangible assets, the startup possessed several promising intangibles.

با وجود فقدان دارایی‌های ملموس، استارتاپ چندین دارایی غیرقابل لمس امیدوارکننده داشت.

the acquisition aimed to secure access to the target company's valuable intangibles.

خرید با هدف به دست آوردن دسترسی به دارایی‌های غیرقابل لمس ارزشمند شرکت هدف انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید