acting intergovernmentally
عمل کردن بیندولتی
operating intergovernmentally
کار کردن بیندولتی
cooperate intergovernmentally
همکاری بیندولتی
collaborate intergovernmentally
همکاری بیندولتی
engaging intergovernmentally
گرایش بیندولتی
the two countries are working intergovernmentally to combat climate change.
دو کشور به صورت میاندولتی در حال کار برای مقابله با تغییرات اقلیمی هستند.
several nations have agreed to coordinate their policies intergovernmentally.
چند کشور توافق کردهاند تا سیاستهای خود را به صورت میاندولتی هماهنگ کنند.
the agreement was negotiated intergovernmentally over several years.
این توافق به طور میاندولتی در طول چند سال مذاکره شد.
these issues must be addressed intergovernmentally for lasting solutions.
این مسائل باید به صورت میاندولتی برای راهحلهای پایدار مورد بررسی قرار گیرند.
the organizations collaborate intergovernmentally on shared challenges.
سازمانها در مورد چالشهای مشترک به صورت میاندولتی همکاری میکنند.
funding for the project is provided intergovernmentally through multiple sources.
مبالغ مالی برای این پروژه از طریق منابع متعدد به صورت میاندولتی فراهم میشود.
the commission operates intergovernmentally to resolve disputes.
کمیسیون به صورت میاندولتی عمل میکند تا اختلافات را حل کند.
regulations are developed intergovernmentally to ensure consistency.
قوانین به صورت میاندولتی توسعه یافتهاند تا یکپارچگی را تضمین کنند.
the partnership functions intergovernmentally with equal representation.
این همکاری به صورت میاندولتی با نمایندگی مساوی عمل میکند.
research initiatives are coordinated intergovernmentally across borders.
مبادرات تحقیقاتی به صورت میاندولتی در سراسر مرزهای مختلف هماهنگ میشوند.
emergency responses are coordinated intergovernmentally during crises.
پاسخهای اضطراری در زمان بحرانها به صورت میاندولتی هماهنگ میشوند.
trade agreements are established intergovernmentally to promote economic growth.
همکاریهای تجاری به صورت میاندولتی برای ترویج رشد اقتصادی ایجاد میشوند.
acting intergovernmentally
عمل کردن بیندولتی
operating intergovernmentally
کار کردن بیندولتی
cooperate intergovernmentally
همکاری بیندولتی
collaborate intergovernmentally
همکاری بیندولتی
engaging intergovernmentally
گرایش بیندولتی
the two countries are working intergovernmentally to combat climate change.
دو کشور به صورت میاندولتی در حال کار برای مقابله با تغییرات اقلیمی هستند.
several nations have agreed to coordinate their policies intergovernmentally.
چند کشور توافق کردهاند تا سیاستهای خود را به صورت میاندولتی هماهنگ کنند.
the agreement was negotiated intergovernmentally over several years.
این توافق به طور میاندولتی در طول چند سال مذاکره شد.
these issues must be addressed intergovernmentally for lasting solutions.
این مسائل باید به صورت میاندولتی برای راهحلهای پایدار مورد بررسی قرار گیرند.
the organizations collaborate intergovernmentally on shared challenges.
سازمانها در مورد چالشهای مشترک به صورت میاندولتی همکاری میکنند.
funding for the project is provided intergovernmentally through multiple sources.
مبالغ مالی برای این پروژه از طریق منابع متعدد به صورت میاندولتی فراهم میشود.
the commission operates intergovernmentally to resolve disputes.
کمیسیون به صورت میاندولتی عمل میکند تا اختلافات را حل کند.
regulations are developed intergovernmentally to ensure consistency.
قوانین به صورت میاندولتی توسعه یافتهاند تا یکپارچگی را تضمین کنند.
the partnership functions intergovernmentally with equal representation.
این همکاری به صورت میاندولتی با نمایندگی مساوی عمل میکند.
research initiatives are coordinated intergovernmentally across borders.
مبادرات تحقیقاتی به صورت میاندولتی در سراسر مرزهای مختلف هماهنگ میشوند.
emergency responses are coordinated intergovernmentally during crises.
پاسخهای اضطراری در زمان بحرانها به صورت میاندولتی هماهنگ میشوند.
trade agreements are established intergovernmentally to promote economic growth.
همکاریهای تجاری به صورت میاندولتی برای ترویج رشد اقتصادی ایجاد میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید