the company uses an integrated approach to marketing.
شرکت از رویکردی ادغامی در بازاریابی استفاده می کند.
this integrated circuit is used in many electronic devices.
این مدار ادغامی در بسیاری از دستگاه های الکترونیکی استفاده می شود.
we need a fully integrated system for better efficiency.
برای افزایش بهره وری نیاز به یک سیستم کاملاً ادغامی داریم.
the school offers an integrated learning program.
مدرسه یک برنامه ی یادگیری ادغامی ارائه می دهد.
the new software is seamlessly integrated with existing platforms.
نرم افزار جدید به طور کاملاً یکپارچه با پلتفرم های موجود ادغام شده است.
our integrated management system improves productivity.
سیستم مدیریت ادغامی ما به بهبود بهره وری کمک می کند.
the team developed an integrated solution for customers.
تیم یک راه حل ادغامی برای مشتریان توسعه داد.
they created an integrated framework for the project.
آنها یک چارچوب ادغامی برای پروژه ایجاد کردند.
the hospital has an integrated healthcare system.
بیمارستان یک سیستم بهداشتی ادغامی دارد.
our strategy is to become fully integrated in the market.
استراتژی ما این است که به طور کامل در بازار ادغام شویم.
the integrated services meet all customer needs.
خدمات ادغامی تمام نیازهای مشتریان را برآورده می کنند.
scientists are studying the integrated nature of these ecosystems.
دانشمندان طبیعت ادغامی این اکوسیستم ها را مورد مطالعه قرار می دهند.
the company uses an integrated approach to marketing.
شرکت از رویکردی ادغامی در بازاریابی استفاده می کند.
this integrated circuit is used in many electronic devices.
این مدار ادغامی در بسیاری از دستگاه های الکترونیکی استفاده می شود.
we need a fully integrated system for better efficiency.
برای افزایش بهره وری نیاز به یک سیستم کاملاً ادغامی داریم.
the school offers an integrated learning program.
مدرسه یک برنامه ی یادگیری ادغامی ارائه می دهد.
the new software is seamlessly integrated with existing platforms.
نرم افزار جدید به طور کاملاً یکپارچه با پلتفرم های موجود ادغام شده است.
our integrated management system improves productivity.
سیستم مدیریت ادغامی ما به بهبود بهره وری کمک می کند.
the team developed an integrated solution for customers.
تیم یک راه حل ادغامی برای مشتریان توسعه داد.
they created an integrated framework for the project.
آنها یک چارچوب ادغامی برای پروژه ایجاد کردند.
the hospital has an integrated healthcare system.
بیمارستان یک سیستم بهداشتی ادغامی دارد.
our strategy is to become fully integrated in the market.
استراتژی ما این است که به طور کامل در بازار ادغام شویم.
the integrated services meet all customer needs.
خدمات ادغامی تمام نیازهای مشتریان را برآورده می کنند.
scientists are studying the integrated nature of these ecosystems.
دانشمندان طبیعت ادغامی این اکوسیستم ها را مورد مطالعه قرار می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید